خيزد ميان لطيف و غليظ است و كسى را كه مزاجش تبه شده بود « 1 » از او بسپيد با همىخورد مزاجش باز جاى آرد ، و معتدل گرداند ، و آتش معده بنشاند ، و جوژهى نرّ كه ببانگ خواهد آمد از همه مرغان گوشت او به است ، و نيز خونى خيزد از او محمود ، و زود گوارد ، و كسى را كه رنج و تعب نبود آن شايد ، و با همه طبعى بسازد ، و همهكس را موافق باشد و جوژهى نرّ گرم است و لطيف بتيزى شكم نرم كند ، و گوشت ماكيان و فروج « 2 » اندر منى بيفزايد ، و مغز و دل قوى گرداند اما درّاج سبكتر است از گوشتهاى مرغان ، ليكن شكم ببندد و گرم و خشك است اندر منى زيادت كند ، و دل تيز گرداند و در مغز بيفزايد ، ما سرّ جو گويد كه گوشت فروج گرم است و سبك ، با صفرا ميل دارد و ليكن زيان نكند ، طبيعت نرم گرداند ، و حرارت معده بنشاند ، و اما طيهوج و كبك شكم ببندد ، و غذايى ميانه دارد ، و كبك غليظتر و خشكتر از طيهوج ، امّا گوشت گنجشك و اسپرو « 3 » سخت است و دير گوارد ، و خونى كه از او خيزد گرم و خشك بود ، و گوشت گنجشك گرم است و خشك ، و باه انگيزد ، و همچنين گوشت بچّهى كبوتر حرارتى قوى دارد ، و خونى تيز خيزد از او چنان كه زود اندر تب افكند از تفتگى « 4 » ، و اسپرو قوّت خشكى بيش دارد و گنجشك قوّت گرمى ، و كسى كه مزاجش سرد بود به گنجشك منفعت يابد ، و از گوشت گنجشك مسمّن پرهيز بايد كرد كه خونى بد انگيزد ، و گوشت نزار وى شكم ببندد ، و مغز گنجشك خاصيّتى عظيم دارد در باه افزودن ، و هرچه جوانتر بهتر ، و اما گوشت بچّهى كبوتر فضول بسيار دارد ، و سخت گرم و ترّ بود بيماريهاى دموى آرد ، و آنكه مخلف « 5 » شده باشد از او بهتر ،
هامش
( 1 ) - نص : شد بود .
( 2 ) - بر وزن قيوم و قدوس جوجهى مرغ كه فرخ بر وزن تلخ نيز گويند .
( 3 ) - ظاهرا صورتى است از « سپاروك » كه بمعنى كبوتر نوشتهاند .
( 4 ) - بر وزن هفتگى : حرارت و گرمى كه تافتگى نيز گويند .
( 5 ) - بصيغهى اسم فاعل از باب افعال : بچهى مرغ را گويند در وقتى كه پر و بال اصليش رسته باشد ، جوجهى بال و پر درآورده .