كه از بسيار فلسفيان شنيدم كه آزمودند نيك يافتند من نيز راه ايشان گرفتم و بيازمودم بسيارى اندر او منفعت يافتم به اين كار ، و چون دو روز برهم بخورند شكم ببندد .
لحوم « 1 »
گوييم كه گوشتها همه گرم و نرم است و غذاش بسيار است ، و خون بسيار انگيزد ، و بعضى بهتر است كه بعضى اما گوشت چهارپايان بهترين همه گوشت خوك است از آنكه او معتدل است بگرمى و نرمى و غذاش غذاى بسيار است ، و خونى كه از او خيزد بهتر است از آن خون كه از دگر گوشتها خيزد ، و او تن آدمى را بهتر سازد و ملازم « 2 » و موافقتر دارد ، و جالينوس اندر كتابش گفته است كه گوشت مردم بياوردند ، و به گوشت خوك بياميختند ، نه بخامى از يكدگر بازشناختندشان ، و نه بپختهيى « 3 » و نه ببوى و هيچ فرق ندانستند بطعم و بوى و رنگ ميان هر دو ، پس دليل بود كه او مانندهى گوشت مردم بود بطبع ، و امّا گوشت بچهى خوك رطوبت انگيزد ، و گوشت بره حرارت و رطوبت بيش دارد ، و گوشت گوسپند ماده خونى بد انگيزد ، و نيز گوشت بز پير ، از آنكه هر دو را حرارت و رطوبت كمتر بود ، و ميل هر دو به خشكى است دير گوارد و اما گوشت بزه « 4 » آن خون كه از او خيزد نيك بود ، از قبل آنكه اندر مزاج وى حرارت و رطوبت كمتر است كه اندر گوشت بره ، پس او معتدلتر بود ، و اندر غليظى و لطيفى ميانهتر بود ، و اما گوشت بز ماده ، و آن كل « 5 » آن خون كه از ايشان خيزد غليظ بود و بد ، و ميلش بسودا باشد و گوشت گاو را غذاش بسيار است ، و غليظ و ديرگوار است ، و سوداانگيز خاصه كه سالش تمام
هامش
( 1 ) - جمع لحم بمعنى گوشت .
( 2 ) - ظ : و ملايم .
( 3 ) - صورتى است از پختگى .
( 4 ) - ظاهرا بزغاله است كه بزيچه هم گويند .
( 5 ) - ش : گوشت كل يعنى گوشت نر ، چه كل بفتح كاف نر هر حيوان را گويند خصوصا گاو را .