تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
شده باشد قوى گرداند ، و چون بر جگر و معده‌ى گرم ضماد كنند سود دارد ، و چون بموم روغن كنند و بر دلى كه گرم شده باشد « 1 » طلى كنند نيك باشد ، و چون بخورند منى را بخوشاند ، و شهوت جماع ببرد ، و كلى و مثانه را سرد گرداند ، و بيماريهاى بد آرد اندرين جايها كه گفتم و چون بسيار بوى كنند خواب ببرد ، و چون اندر قرصها به كار برند ، تبهاى گرم را سود كند ، خاصه بيمارى باريك را ، و تب محرقه را و چون اندر كحلها كنند چشم را قوى گرداند و مادّه از وى دور كند .

كبابه

كبابه « 2 » گلو را صافى گرداند ، و اندر لذّت جماع بيفزايد ، و مضرتش برودگانى بود و اصلاحش لبنى « 3 » است ، و بهترش تيزبوىتر است و شربتى از وى درمى و نيم است ، و او گرم است و خشك اندر درجه‌ى دوم ، سدد افزارهاى شكم بگشايد و ادرار البول آرد ، و سنگ از خايه و كلى بيارد ، و قلاع را سود كند كه از رطوبت بود ، و شكم بازگيرد ، و چون بخايند و خدوى « 4 » او به كار برند لذّت جماع بيفزايد ، خاصّه كه با عاقرقرحا بود .

كندس

كندس « 5 » گرم است و خشك اندر آخر درجه‌ى سيم ، و اندر او تيزيى قوى است و جلا ، كلف غليظ و بهق سياه را ببرد ، و دگر ادرار حيض آورد ، و گر
هامش
( 1 ) - نص : شد باشد . ( 2 ) - بفتح اول ثمر درختى است در ملك چين و نواحى روم و صغير است و كبير صغير را فلنجه و افلنجه و كبير را حب العروس گويند و چون مطلق گويند كبير را اراده كنند . ( 3 ) - بضم لام بر وزن حبلى و كبرى ميعه‌ى سائله است و در فرهنگ فارسى بر وزن مدنى ضبط شده است . ( 4 ) - بضم اول بر وزن هلو : آب دهان ، تف . ( 5 ) - بضم كاف و دال بر وزن عنصر بذيل صفحه‌ى 62 رقم 1 لغت كندوز رجوع شود .