است ، و يوحنا گويد اندر روايتى كه او حيض ببرّد ، و سنگ اندر خايه آرد ، و اين نشايد بود .
كشوث
كشوث « 1 » گرم است و خشك اندر درجه اوّل ، معده قوى كند ، و سدد جگر بگشايد ، و ادرار بول آرد ، و طبيعت نرم گرداند ، و سخها ببرد ، و خلطهاى بد مجتمع را كه اندر شكم كودك بود اندر شكم مادر ببرد ، و تبهاى كهن را و آبش چون با سكنگبين بخورند يرقان را نيك بود و نيز ماسرجو گويد كه كشوث معتدل است ، بگرمى و سردى و ترّى و خشكى ، و لطيف است ، دباغت معده كند ، و سدد رگها بگشايد ، و آن جگر و تبهاى مزمن ببرد .
كماة
كماة « 2 » سرد است و غليظ است ، خام انگيزد و سرخ از وى نبايد ، خورد كه بد است و بسيار خوردن از او قولنج و سكته آرد ، بايد كه با توابل « 3 » خورند .
كندر
كندر « 4 » را بتازى لبّان « 5 » خوانند ، و او گرم و خشك است اندر درجهى دوم ،
هامش
( 1 ) - بضم اول گياهى است مانند ريسمان باريك و بىبرگ كه بر گياهها و خارها مىتند .
( 2 ) - بذيل صفحهى 239 رقم 3 رجوع شود ذيل « كمى » .
( 3 ) - جمع تابل بكسر و فتح تاء ، ادويهيى كه براى بوى يا طعم داخل طعام مىكنند .
( 4 ) - بر وزن عنصر صمغ درختى است خاردار و معروف است .
( 5 ) - بفتح لام بر وزن شبان .