تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
يا بر جاى سعفه يا بلخيه « 1 » يا توثه « 2 » يا شيرينه از آنجا خون بكشد و منفعت كند ، و همچنين حمره « 3 » يا سوزايى « 4 » كه اندر بينى پديد آيد و او را استعمال نبايد كرد الّا بعد آنكه تن پاك كرده باشى « 5 » از همه فضولها بداروى مسهل خوردن ، و رگ زدن و حجامت كردن تا مادّه‌يى اندر تن نمانده باشد كه علق آن ماده را آنجا كشد .

عنكبوت

عنكبوت « 6 » را چون نسجش « 7 » بر جراحت نهند وى تجفيف كند ، و نگذارد كه بياماسد ، و گر عنكبوت را بكوبند و بر شقيقه نهند تب چهارم را سود كند ، و گر بروغن گل بپزند و اندر گوش نهند درد گوش ببرد و سود كند .
هامش
( 1 ) - قرحه‌ى بلخيه و آن قرحه‌يى است كه با آن بثور و خشك‌ريش‌ها باشد و خوناب از آن جارى گردد و نوعى از سعفه‌ى رويه است و چون در بلخ بسيار مىشود بلخيه‌اش گفته‌اند . ( 2 ) - گوشت‌پاره‌يى سرخ مايل بسياهى آويخته و شبيه بتوت كه از خون فاسد در پلك چشم و گاه در ملتحمه پيدا مىشود و در رخساره و پيشانى و در فرج و مقعده نيز و دو قسم است يكى دامى كه خون سياه و سرخ از آن آيد و ديگرى عميا . ( 3 ) - سرخ‌باد و آن ورم حاد صفراوى است كه برآمدگيش بسيار نباشد و سرخ شكفته روشن و بران باشد دست كه بر آن نهند سرخيش برود و چون بردارند عود كند . ( 4 ) - ش : سوزش و حرقت ، سوز و درد . ( 5 ) - نص : پاك كرد باشى . ( 6 ) - حشره‌يى معروف است كه به فارسى كارتنه و تارتنك و كارتن و كارتنك و ديوپا گويند . ( 7 ) - نسج بمعنى بافته كه نسيج و منسوج هم گويند .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 236 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي