اينجاى ذكرش تازه كرديم تا تمامتر بود ، گوييم او گرم و خشك است اندر درجهى دوم ، لطيف است و رطوبت از داخل اندامها بكشد ، و همچنين چون به دو غرغره « 1 » كنند آنان كه رطوبتشان اندر دماغ باشد پاك كند ، و بلغم را از لهات « 2 » بكشد ، و چون بكوبند و اندر سركه آغارند و بر دندان نهند درد دندان ساكن گرداند ، و لرز و آزيش « 3 » ببرد كه با كاليوى بود ، و چون بكوبند و اندر زيت آغارند و بر اندام طلا كنند از پيش آنكه تب آيد ، آنگه تب را منع كند ، و كسى را كه اندامى خدر « 4 » گرفته دارد يا سست شده باشد سود دارد ، و چون بر كونسته طلا كنند عرق النسا را سود كند ، و چون بسايند و با انگبين بسرشند و كسى را كه صرع بود هر روز مقدارى از او بخورد منفعتى عظيم يابد .
عروق صفر
عروق صفر « 5 » زردچوبه است ، و او گرم است و خشك اندر درجهى سيم تجفيف ريشها و بثور كند و اندر او جلاست ، و عصارتش اندر تيزى بفزايد ، و چون
هامش
( 1 ) - نص : غرهغره .
( 2 ) - بفتح لام گوشتپارهيى كه در بيخ حلق از سقف دهان آويخته است و به فارسى ملازه و ملاژه گويند .
( 3 ) - ش : آجيش . بذيل صفحهى 219 رقم 6 رجوع شود .
( 4 ) - بر وزن نظر سستى و خوابيدگى عضو است در نتيجهى نقصان حس لمس بطورى كه چنان احساس كنند كه سوزن در آن عضو فروميبرند يا مورچه بر آن راه مىرود خدر اگر ضعيف باشد توأم با رعشه و اگر قوى باشد توأم با استرخاست .
( 5 ) - معنى لفظى اين كلمه ريشههاى زرد است و به عربى آن را حشيشه الصفراء و عروق الزعفران و عروق الصباغين نيز گويند . ت .