تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
را منفعت دارد و كسى كش اندر گلو زرو مانده بود غرغره كند برهد ، و نگذارد كه ريشى اندر گلوى او بماند ، و گرم و خشك است اگر پوستش بسوزى و خاكسترش با سركه بر آزخ نهى ببرد ، و اين دار را بورقى باشد او را به ورق پده خوانند .

غرى

غرى « 1 » سريش بود ، و او گرم و خشك است اندر درجه‌ى اوّل ، و سعفه را و فتق و خون را كه از بر همى برافتد نيك باشد ، و غرى سمك كه سريش‌ماهى گويندش هم اين علّت را سود كند كه گفتيم خاصه فتق خايه‌ها را .

غوشنه

غوشنه « 2 » جنسى است از فطر ، و سرد و ترّ است اندر درجه‌ى دوم ، قولنج آرد و نفخ و غذاى بد دهد ، و محمد بن زكريّا گويد طبعش بكمى « 3 » نزديك است ليكن اين از كمى بسردى كمتر است ، و از او بهتر است بخاصيّت .
هامش
( 1 ) - غرا بفتح اول و غراء بكسر اول و مد الف هر ماده‌ى لعابدار را گويند كه بوسيله‌ى طبخ غليظ و چسبنده شود و چنين ماده‌يى را اكنون چسب گويند . غرا و غراء هر دو عربى و فارسيش سريشم است و غرى ممال يا محرف غراست و مىتوانيم بكسر اول تلفظ كنيم و آن را ممال يا محرف غرا مخفف غراء فرض كنيم . ( 2 ) - بر وزن سوسنه و غوشه و غويشه بر وزن خوشه و هميشه نوعى از كماة يا فطر است كه ملوحت دارد و با خشكيده‌اش جامه و دست شويند و تر و تازه‌اش را در آب جوش دهند تا شوريش زايل شود و آنگاه با ترشى بخورند و لذيذ است ، آن را روشنگ نيز گويند . در نص غوشبه نوشته است . ( 3 ) - محرف يا ممال كما يا كماة است و آن اسم جنس فطر و سماروغ و كشنج ( بر وزن مخرج ) است كه بتركى قارچ گويند .