عشر
عشر « 1 » گرم است و خشك اندر درجهى سيم ، منفعت كند استسقا را و همه علّتهاى سرد را ، خاصه دماغ و عصب را ، و سل « 2 » و فالج « 3 » را و استرخاى « 4 » عصب را ، و او بمازريون « 5 » نزديك است ، و اصحاب مزاج گرم را او قويتر است .
عقرب
عقرب سرد و خشك است اندر درجهى سيم ، و چون بسوزند و بخورند با آب رازيانه سنگرا كه اندر كلى و مثانه متولّد بود خرد كند و سريفر كوادت گويد كه اگر عقرب را اندر سايه خشك كنى و بسايى ، و بر گزيدهى او نهى منفعت كند و درد بنشاند و اندر زيت منفعت بيش كند .
علق
علق « 6 » زرو باشد و او را چون فرااندامى هلى كه خون اندر او بفساد آمده بود « 7 »
هامش
( 1 ) - بضم اول و فتح ثانى از اشجار بنوعى است و آن را به فارسى خرك و درخت زهرناك گويند .
( 2 ) - قرحهيى است كه در ريه پيدا مىشود توأم با تب دائم و لاغرى روزافزون .
( 3 ) - بر وزن خارج استرخاى عام كه نيمى از بدن را از پاى تا سر فراگيرد و يا تمام بدن را فراگيرد باستثناى سر و اگر سر را هم فراگيرد سكته است .
( 4 ) - مرضى است عصبانى كه عضلهى اعصاب حركت در عضوى از اعضا سست و ناتوان و از حركت دادن آن عضو عاجز شود و عضو در نتيجه سست و افتاده باشد و استرخا اگر نيم بدن يا تمام بدن را بجز سر فراگيرد فالج است .
( 5 ) - برگ درختى است شيردار به قدر درخت سماق و سه قسم است سفيدبرگ و زردبرگ و سياهبرگ ، سفيدبرگ را اشخيص و زردبرگ را به فارسى هفتبند و مشترو گويند .
( 6 ) - بر وزن طبق جانورى معروف كه به فارسى زالو و زلو و ديوچه هم گويند .
( 7 ) - نص :
بفساد آمد بود .