تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
و زخم كلب الكلب را سود كند و آن كژدم و همه ددى ، خواهى طلى كن خواهى بخور ، و علل جگر سرد را سود كند ، و كسى را كه از بالاى بيفتاده بود « 1 » نيك باشد نيز ، و شحم حنظل نبطى گرم و خشك است اندر درجه سيم ، و داروى مسهل است و شريف ، و اندر او بسيارى منفعت است ، و بهترين حنظل آن بود كه رسيده باشد و زرد ، و آن حنظل به كار نبايد داشت كه بر درخت او يكى حنظل بود و جز آن نبود ، كه اين حنظل اسهالى آرد بافراط چنان كه بكشد ، و اندر تابستان حنظل نبايد خوردن كه مخاطره بود ، و شربتى از او نيم درمسنك تا چهار دانگ است بيشترش ، و كمترش از دانگى تا دانگى و نيم ، و ضرّاوى « 2 » نشاسته بنشاند يا صمغ عربى و كتيرا ، از همه يا از يكى از اينها همسنگ اوى ، و بدانى كه اين شحم كه از بطّيخ « 3 » وى بيرون گيرى يك ماه بر او نگذرد « 4 » قوّتش بشود ، و چون روزگار بيشتر بر او آيد ضعيف‌تر شود ، و بهتر آن بود كه از بطيخش بيرون نگيرند ، كه چون در بطّيخ بگذارى روزگارى دراز بماند و او بلغم را بكند ، و مغز را پاك كند ، و وجع المفاصل را كه بلغمى بود سود دارد ، و تازه چون بزانوى كسى اندر مالى كه درد زانو باشدش به گردد ، و گر هر دو كعب و پشت پاى را اندر مالى منفعتى عظيم دهد جذام « 5 » را ، و درد دهان و عصب را نيك بود و عرق النسا و نقرس را كه از سردى بود ، و اسهال سودا كند و برگش گرم و خشك است ، و اندر او قوتى مسهل است سودا را و بلغم را ، و بايد كه آن برگها بگيرند كه اندر تن شاخش بود نه آنكه بر سر شاخش باشد ، از پس آنكه گونه‌اش زرد شده بود و آن اندر سايه خشك بكنند آن برگ ، و با او نشاسته و صمغ عربى بياميزند و بخورند ،
هامش
( 1 ) - نص : بيفتاد بود . ( 2 ) - بر وزن شر بمعنى ضرر و زيان . ( 3 ) - مقصود اينست كه گوشت حنظل را اگر از پوستش بيرون آورند و نگاه دارند در زمانى اندك قوتش زايل يا ضعيف مىشود . ( 4 ) - ظ : بگذرد . ( 5 ) - بضم اول مرضى است كه به فارسى خوره گويند . ت .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 110 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي