تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
سپيد را سود كند ، منش « 1 » بشوراند كرب « 2 » آرد ، و بدلش باسهال بلغم و سودا نيم وزن وى شحم « 3 » حنظل است ، و چون بخورند تنها بىآنكه به چيزى بياميزند دير از شكم برود ، و مغصى و كربى سخت آرد ، و سر معده بگيرد ، و صواب آن بود كه با هليله و سقمونيا « 4 » بياميزند كه اين هر دو منفعتش را يارى دهند ، و مضرّتش بشكنند و او را باسهال از جاى خويش بكشند ، پس از كشيدن ويرا بلغم و صفرا را با وى بهم بيارند .

حبّ القلقل

حب القلقل « 5 » گرم و نرم است اندر درجه‌ى دوم ، اندر منى بيفزايد خاصه كه با كنجد بكوبند ، و با انگبين و پانيذ بخورند هم قوّت باه كند و هم زيادت منى .

حبّ الزّلم

حب الزلم « 6 » گرم و خشك است و اندر او رطوبتى فضلى است ، شهوت جماع را بجنباند ، و اندر منى زيادت كند ، و بدلش حب القلقل بود نيز .

حبّ السّمنة

حب السّمنه « 7 » و او را نام جنگلا « 8 » ست ، و گرم و نرم است ، كسى را شايد كه
هامش
( 1 ) - بر وزن روش : طبيعت و خوى كه از آن به حال و احوال تعبير آورند . ( 2 ) - بر وزن حرب : گرفتگى دل و اندوه . ( 3 ) - بفتح شين بمعنى مطلق پيه آيد و گوشت بعضى ميوه‌ها را كه در اندرون پوست است نيز گويند و در اينجا معنى دوم مراد است . ( 4 ) - بفتح سين شير گياهى است شبيه بلبلاب و پرشير كه به عربى محموده گويند . ( 5 ) - بر وزن پلپل و قلقلان بر وزن بلبلان دانهء گياهى شبيه بگياه قنب كه به فارسى انار دانهء دشتى گويند . ت . ( 6 ) - زلم در لغت بر وزن قلم و در مخزن بر وزن صرد و حب الزلم نوعى از دانه است و بعضى تخم كنگر پنداشته‌اند . ( 7 ) - سمنه در لغت بضم اول و در مخزن بكسر اول ضبط شده و حب السمنه را به فارسى شاهدانهء برى و نقل خواجه نوشته‌اند . ت . ( 8 ) - ضبط اين كلمه معلوم نشد .