بخورند بلغم را بقى برآرد ، و بول و غايط را بگنداند ، و چون با سركه بر ناخن زنند آن زردى كه بر ناخن پديد آيد ببرد .
جوزبوّا
جوزبوّا « 1 » گرم و خشك است اندر درجهى سيم ، و شكم ببندد ، و علتهاى جگر و سپرز و معدهى سرد ببرد ، و بوى دهان خوش كند ، و نمش را ببرد ، و عسر البول را منفعت كند ، و اندر كحل بسيار به كار آيد نيز .
جوزماتل
جوزماتل « 2 » سرد است اندر اول درجهى چهارم ، خشك است اندر درجهى سيم ، و مخدّر است كه گوشاسب برافكند « 3 » ، مغز را بد بود و دل را ، و منش گردا « 4 » آورد و قى ، و از او پرهيز بايد كردن تا توانى ، و به كار نبرند كه اگر از او يك مثقال بخورند بكشد ، و كاليوى پديد آرد و خواب بر مردم افتد از خوردن او ، و چشمها سرخ گردد ، و باشد كه چشمش بقعر بازافتد ، و خشك شود و زبانش ببندد ، و رنگ ناخنها بگردد ، و عرق سرد همىريزد ، و چون نزديك مرگ باشد تشنّج بر اوى افتد و حاضرتر علامتى از او خواب است ، پس بايد كه درمانش كنند بقى به آب گرم و انگبين و شبت « 5 » و به ورق ، و دست و پايش در آب گرم نهند ، و روغن گل به سركه سرشته بر سر وى نهند ، و سعتر و انگبين در سركه كنند ، و باوى دهند چون
هامش
( 1 ) - بر وزن حوض حوا معرب گوزبويا ميوهء درختى است خوشبوى كه منبت اصليش جزيرهء جاوه است . ت .
( 2 ) - بر وزن حوض كامل معرب گوز ماتل فارسى است و در مخزن و بعضى مآخذ ديگر بثاء سه نقطه ( جوزماثل ) نوشته شده است و آن را به فارسى تاتوره هم مىگويند .
( 3 ) - گوشاسب برافكندن بمعنى خواب آوردن در موضع ديگر نيز به كار رفته است .
( 4 ) - حال تهوع و دل بهم خوردگى .
( 5 ) - بكسر اول و ثانى نوعى از سبزى كه شوت و شود و شويد هم گويند .