تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
زهر خود بر دو گونه است ، يكى آنست كه فعل بكيفيت كند به آن كيفيت كه اندر اوست ، ديگر آنست كه بجوهر و صورت خويش كار كند ، و آن اوّل آن باشد كه اكّال « 1 » بود عفن « 2 » بكند چون خرگوش بحرى و ديگر آن بود كه تبش و گرمى اندر اوى افكند چون فرفيون « 3 » ، يا آن بود كه سرد گرداند و خدر « 4 » برافكند « 5 » چون افيون يا آن بود كه جاى نفس ببندد چون مرداسنگ . و امّا آنكه بجمله‌ى جوهر خويش كار كند چون بيش است ، و هلهل و قرون سنبل « 6 » و زهره‌ى مار افعى ، و زهره‌ى پلنگ ، و آنكه به اين ماند و دگر اندر زهرها آنست كه حمله‌ى او بر يك اندام است ديدارى « 7 » چنان كه ذراريح حمله به كلى برد يا بمثانه . و چون خرگوش بحرى كه حمله بشش برد ، و چون الماس كه بجگر برد ، و چون بلادر كه بمغز برد ، و چون هلهل و بيش كه بدل برد ، و چون بنك و گوزماثل « 8 » و يبروج « 9 » كه بمغز برد و به زبان و گلو ، و چون پوست كرنج كه بگلو برد ، و چون آهك و زرنيخ كه بروده‌هاى افرازين « 10 » برد و چون شب زاج « 11 » كه بمرى برد ، و چون يتوعات « 12 » و سقمونيا « 13 » و مازريون « 14 » كه برودگانى برد و اندامهاى عصبانى
هامش
( 1 ) - بر وزن نقال بمعنى بسيار خورنده و آن دوايى است كه گوشت را از بين ببرد و باصطلاح معروف بخورد . ( 2 ) - بر وزن كتف : گنديده و بدبوى . ( 3 ) - فر : بر وزن سرنگون گياهى است كه آن را اكل بنفسه و حافظ النمل و الاطفال گويند . ت . ( 4 ) - بر وزن پدر : خواب رفتگى و سستى عضو . ( 5 ) - نص : برافكند نوشته و بر او افكند صحيح است . ( 6 ) - نام نوعى از بيش است . ( 7 ) - ش : على الظاهر ، بطورى مىنمايد . ( 8 ) - در نص ماتل بتاء مثناة و مضموم نوشته شده است ، تاتوله و معربش جوزماثل است . ( 9 ) - در نص بحاء مهمله نوشته شده است چون مجروح فر : بر وزن محلوج : مردم گياه . ت . ( 10 ) - معاء اثنا عشرى كه زبر تمام رودگان واقع شده است . ( 11 ) - ظاهرا شب و زاج است با واو عاطفه و شب بفتح و كسر شين و تشديد باء ماده‌يى است شبيه بزاج ولى ترشيش كمتر از ترشى زاج . ( 12 ) - جمع يتوع بفتح ياء : گياه شيردار كه چون بشكنند شيره‌يى سفيد از آن برآيد . ( 13 ) - شيره گياهى است كه به عربى محموده گويند . ( 14 ) - فر : چون آذرگون دوايى است مجرب در علاج استسقا . ت .