تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

باب على حرف التّاء

تفّاح

جمله‌ى انواع تفّاح « 1 » زهرها را سود كند خاصه سيب شيرين ، و او معتدل است ميان گرمى و سردى ، و غذاى او بيشتر ، و تقويت معده و دل بيش كند ، و بوى دهن خوش كند و سيب عصب را زيان كند و خداوند نقرس را نشايد ، و آنكه ترش بود بتر و هركه سيب بسيار بخورده بود « 2 » و معده‌اش از او سنگى شده بود « 3 » ، از پس اوى اندكى گوارش نعنا « 4 » بخورد بگوارد و ديسقورديوس گويد كه همه انواع تفّاح سرد است ، و با وى اندكى حرارت و رطوبت پيوند دارد ، و ترش شيرين خلطى معتدل انگيزد ، و ترش عصب را زيان كند ، و شكم ببندد ، و شنيدم كه گروهى مردم به زير درخت سيب بودند و از او سيب همىافتادى و ايشان همىخوردندى و نبيذ با وى همىخوردند ، و چون مست شدند بخفتند ، مارى بيآمد و اندر نبيذ ايشان شد ، و زهر اندر آن نبيذ كرد ، و چون ايشان از مستى برون آمدند بازبنبيذ خوردن باز شدند به همان شراب ، و ندانست كس كه آن شراب را چه افتاده است و همىخوردند ، پس هم بدانكه مردى دگر ببر ايشان حاضر آمد ، و ايشان مر او را تقرّب نمودند « 5 » و با خود بنبيذ بنشاندند ، و ايشان همه از آن شراب زهراميغ « 6 » شده بخوردند ، آن مرد بيگانه از ميان بمرد و ايشان را سلامت بود و اين
هامش
( 1 ) - بضم تاء و تشديد فاء : سيب . ( 2 ) - نص : بخورد بود . ( 3 ) - نص : سنگى شد بود نوشته و « شد » را طورى نوشته است كه « ببد » خوانده مىشود و سنگى مخفف و بمعنى سنگين است . ( 4 ) - صورتى است از نعناع . ( 5 ) - از تقرب نمودن بمعنى نزديكى و خويشى يا آشنايى و دوستى اظهار كردن . ( 6 ) - ش : بمعنى زهرآميز است و آميز و آميزه و آميژ و آميژه و آميغ و آميغه بمعنى آميخته و ممزوج و مخلوط شده است .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 75 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي