« بطور كلى مىتوان گفت كه هرمونهاى مختلف بواسطهء همآهنگ ساختن آثار خود بين يكديگر كليهء اعمال حياتى را كنترول مىنمايند ، و اين كنترول شايد بلافاصله پس از لقاح تخم بوسيلهء اسپرماتوزوئيد شروع شود ، و اگر اينطور هم نباشد مسلما از ابتداى حيات جنين پيدا مىشود .
مىتوان تأثير هرمونها را در بدن اينطور خلاصه كرد :
1 - در نمو بدن دخالت داشته و شكل خارجى و داخلى اعضاء بدن تا حد زيادى توسط اثر آنها صورت مىگيرد .
2 - عمل هريك از اعضاء
Organo - vegetatif
تحت تأثير هرمونها صورت مىگيرد ، خواه مستقيما ، و يا غير مستقيم بوسيلهء سلسلهء اعصاب حيات نباتى ، و غدد مترشح داخلى با اين اعصاب ارتباط صميم دارد ، و به اين طريق در متابوليسم عمومى بدن ( يعنى متابوليسم بازال ) و در متابوليسم خاص موادى كه بدن از آنها تشكيل يافته است ( آب ، املاح ، گلوسيدها ، ليپيدها ، پروتيدها و غيره ) دخالت مىكند ، و مىدانيم كه اين متابوليسم براى ادامهء زندگى بافتها و ايجاد تعادل بدن لازم است .
3 - علاوه بر اين سلسلهء « حيوانى » حيات ارتباطى :
Systeme « animal » de la vie de relation
را نيز كنترول مىكند ( مخصوصا در استخوان بندى ، عضلات ، اعصاب ) ؛ و بدين طريق در تشكيل يافتن استخوانهاى بدن ( بوسيلهء تيروكسين ، پاراتيرين و هورمونهاى تناسلى ) ، در تغذيهء بافتهاى عضلانى ( تيروكسين ، كورتين ، تستوسترون ) و تغذيهء مادهء عصبى مستقيما تأثير دارد ؛ چنان كه هيچ بافتى ( پوست ، گوشت ، استخوان ، خون و . . . ) و هيچ عضوى ( قلب و عروق ، جهاز هاضمه و غيره ) نيست كه از تأثير آنها خارج باشد .
4 - بالاخره تأثير هورمونها در نفسانيات
( Psychisme )
و روانشناسى ( پسيكولوژى ) كاملا محسوس مىباشد ؛ قسمت اعظم غرائز
( Instincts )
تأثرات و هيجانات :
( E ? motions )
، صفات
( Caracteres )
و مزاجها
( Temperaments )
بواسطهء تأثير هورمونها تظاهر مىكند .
خلاصه اينكه بعقيدهء فيسنژه
N . Fiessinger
در دوران حيات و در هر سنى ، غدد مترشح داخلى بوسيلهء هرمونهاى خود تنظيمكنندهء اعمال سه دستگاه بدنى مىباشد . دستگاه عضوى ( يا وژتاتيف ) ، دستگاه حيوانى ( يا نخاعى ) و دستگاه نفسانى ( يا دماغى ) . »
و در صفحهء 11 چنين مىنويسد :
« غدد مترشح داخلى داراى تشكيلات پيچيده و بغرنجى بوده و اعمال مختلفه آنها تحت تأثير عوامل گوناگون ، ممكن است تحريك شده يا متوقف گردد ، بنابراين تعادل اين دستگاه به سهولت برهم مىخورد ؛ اگر بهم خوردن اين تعادل خفيف و كم باشد ، چندان اختلالى در بدن مشاهده نخواهد شد ، ولى اگر بيشتر باشد اختلالاتى در عمل اعضاء بدن رخ داده ، و ضايعاتى در جهازات مختلفه پيدا خواهد شد . »
اكنون كه اين مقدمه معلوم شد گوئيم گرمى و سردى و ترى و خشكى مزاج محكمترين حقيقت علمى را در بر دارد ، زيرا از دستگاه عصبى - غددى و غلبهء عمل غدد مترشح داخلى سرچشمه مىگيرد .