تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
بطبع آرام دارد و اگر پاره‌اى از وى از جايگاه خويش به زور بيرون آرند باز جاى خود شود و معنى گرانى او اينست و بدين سبب گرانتر از همه و فرودتر از همه اوست و طبع او سرد و خشك است « 1 » و منفعت او اندر هر تنى آنست كه آن تن را از هستى او پايدارى باشد و بر آن نهاد كه نهند بماند .
هامش
- طبيعى خود هست ميل به حركت از آنجا ندارد نه بالفعل و نه بالقوه چه اگر ميل داشته باشد آن مكان جايگاه طبيعى او نيست ، و معتقد بودند كه هرگاه جسم از مكان طبيعى خود خارج شود ، در او قوه‌اى ايجاد مىشود كه سعى مىكند جسم را به جايگاه طبيعى بازگرداند . و هرگاه به مكان طبيعى خود رسيد آن قوه يا آن ميل قطع مىشود ؛ مثلا يك قطعه سنگ كه در سطح زمين قرار گرفته است ميل دارد بمركز خاك برود و چون سطح زمين مانع از حركت اوست با اينكه ميل دارد به سمت مركز حركت نمايد ناچار در آنجا ساكن مىشود ، ولى همين‌كه مانع بر طرف شد تا مركز خاك به حركت خود ادامه مىدهد و در آنجا ساكن شده و ميل بحركتش قطع مىشود ؛ و علت سنگينى كه ما ، در يك قطعه سنگ حس مىكنيم همين ميل به حركت است و در مركز زمين چون اين ميل وجود ندارد پس اجسام فاقد وزنند . ابن سينا در فصل نهم از فن دوم از طبيعيات شفا مىنويسد : « لفظ سبك و سنگين به اين معنى اطلاق مىشود كه سبك يعنى جسمى كه اگر در مكان طبيعى خود نباشد ميل به بالا كند ، و اگر در مكان طبيعى باشد ساكن شود ، و سنگين يعنى جسمى كه اگر در مكان طبيعى نباشد ميل به پائين كند ، و اگر در مكان طبيعى باشد ساكن شود ، بنابراين هر جسمى مكانى طبيعى دارد كه چون در آن مكان باشد ساكن است و سنگينى ندارد ، و اگر نه مايل است كه آنجا برود ، پس اگر بالاى مكان طبيعى خود باشد به زير حركت مىكند و اگر زير او باشد بالا مىرود ؛ و هروقت سنگ و آب را ديديم كه به طرف بالا حركت مىكند ، آن حركت طبيعى آنها نيست ، و علت خارجى دارد ، و آن را حركت قسرى گويند ؛ همچنين هروقت ديديم هوا و آتش به طرف پائين حركت مىكنند ، حركت آنها قسرى است ، و بمحض اينكه علت خارجى يا قوهء قاسر بر طرف شد به حركت طبيعى در آمده و بسوى مكان طبيعى خود مىروند ؛ پس معلوم شد كه حركات طبيعى دو نوع‌اند : حركت به طرف پائين و حركت به سمت بالا ، و اجسامى كه به حركت طبيعى به زير مىروند اجسام سنگين و آنها كه رو به بالا مىروند ، اجسام سبك مىنامند . ( 1 ) - پيش از اين گفتيم ( به صفحهء ( 23 ) مراجعه شود ) كه قدما براى هريك از چهار عنصر خواصى قائل بودند ، كه باعث امتياز آنها از يكديگر گرديده ، و اين خواص بوسيلهء حواس پنجگانه مخصوصا حس لمس مشخص مىگرديد . كيفياتى كه بلامسه محسوس مىشود متعدد است از قبيل لطافت و غلظت ، چسبندگى و نچسبندگى ، سختى و نرمى ، هموارى و ناهموارى ، سنگينى و سبكى و غيره ؛ ولى مهمترين كيفياتى كه مخصوص لامسه است گرمى و سردى و خشكى و ترى است . اكنون گوئيم قدما قائل بودند كه زمين سرد و خشك است . -