كتاب اول اندر شناختن حد طب و منفعت آن و شناختن احوال مادّتها و مزاجها و خلطهاء چهارگونه و احوال عادتها و شرح اعضاء و قوّتها
و اين كتاب شش گفتار است :
گفتار اول
- در ياد كردن حدّ طب و منفعت آن و ياد كردن حال مادّتها و اين گفتار سه بابست :
باب اول - اندر ياد كردن حد طب و بيان كردن جزو علمى و جزو عملى از علم طب و موضوع او
- نخستين ببايد دانست كه طب صناعتى است « 10 » كه طبيب از وى
هامش
( 10 ) - قطب الدين شيرازى كه يكى از دانشمندان معروف قديم ايران است شرحى بر قانون ابن سينا نوشته ، و در آنجا كلمهء ( صناعت ) را چنين تعريف كرده است :
« صناعت ملكهايست در نفس كه باندازهء اطلاع و بصيرتى كه شخص از موضوع مورد نظر دارد ، هروقت اراده كند او را بانجام آن موضوع قادر مىسازد . اين ملكه يا بواسطهء تمرين در عمل حاصل مىشود ، كه در عرف عام آن را صناعت يا صنعت نامند ، و يا بوسيلهء استدلال و تعقل حاصل مىگردد كه آن را ( علم ) نامند . علم هم بر دو گونه است : نظرى و عملى . علوم نظرى شامل ادبيات و منطق و رياضيات مىشود ، و علوم عملى شامل مكانيك و خياطى و ساير كارهاى دستى مىباشد . علم طب در عين حال از علوم نظرى و عملى تشكيل يافته است . »
پس كلمهء صناعت اعم است ، و شامل كليهء علوم و فنون مىشود ، اين كلمه كه به زبان فرانسه آن راArtگويند ، هنوز به معناى حقيقى خود در كتابها و عرف عام اروپائى به كار مىرود چنان كه :Arts liberauxبه معناى صنايع عقلانى ( فكرى - دماغى - روحانى )Arts Mecaniquesبه معناى صنايع يدى ( دستى ) :Beaux - artsبه معناى صنايع ظريفه :Arts d'Argmentبه معناى موسيقى و رقص و غيره :Art medicalبه معناى صناعت يا علم طب مىباشد .
وFrederic Berardگفته است : طب را اگر از نظر فردى مورد ملاحظه قرار دهيم صناعتى است كه گاهى درمانبخش است ، غالبا تسكين مىدهد و هميشه تسلىبخش مىباشد .« La Medecine considere au point de vue individuel est un art qui guerit quelquefois , soulage souvent , console toujours , a dit notre Frederic Berard »« نقل از دائرة المعارف علوم طبى جلد 57 صفحهء 622 »