دعاگوى مخلص جمعكنندهء اين كتاب اسمعيل بن الحسن بن محمّد بن احمد الحسينى الجرجانى حال اين ولايت بديد ، و حاجتمندى اهل اين ولايت بعلم طب بشناخت ، اين كتاب بر سبيل خدمت اين خداوند بساخت ، و چون در مدّت مقام هميشه اندر مجلس اين خداوند علماء بزرگ و ائمهء روزگار حاضر ديد و اندر هر علمى كه سخن رفتى از لفظ بزرگوار اين خداوند نكتهاى شنيدى كه بسيارى بزرگان از آن غافل باشند ، و اگر وقتى از مسئلهء سؤالى فرمودى چنان مشكل گفتى كه هركس از عهدهء جواب آن بيرون نتوانستى آمد ، و اين معنى گواهى مىدهد بر شرف نفس و گوهر پاك و همت بزرگ و علم وافر و خاطر روشن و فهم تيز و قريحت درست و ذهن راست و فطنت تمام ، پس بنده جهد كرد تا اين خدمت چنان سازد كه بر چنين محكى عرضه توان كرد ، و خزانهء اين خداوند را بشايد ، و اگرچه اين خدمت بپارسى ساخته آمده است ، لفظهاى تازى كه معروفست و بيشتر مردمان معنى آن دانند و بتازى گفتن سبكتر باشد آن لفظ هم بتازى گفته آيد تا از تكلف دور باشد و بر زبانها روانتر باشد و از اين لفظها بيشترى نيز بپارسى گفته آيد تا هيچ پوشيده نماند ان شاء اللّه ؛ و هر كتابى را كه اندر هر علمى تأليف كردهاند فايده و خاصيّتى ديگر است .
و خاصيت اين كتاب تمامى است از بهر آنكه قصد كرده آمده است تا اندر هر بابى آنچه طبيب را اندر آن باب ببايد دانستن از علم و عمل بتمامى ياد كرده آيد و معلوم است كه بر اين نسق هيچ كتابى موجود نيست و اگرچه اندر علم طب كتابهاى بزرگ بسيار تأليف كردهاند ، لكن هيچ كتابى نيست كه طبيب از آن كتاب به كتابهاء ديگر مستغنى گردد و تا اندر هر غرضى و مقصودى بكتابهاء ديگر بازنگردد و از هرجائى نجويد مراد او حاصل نگردد و اين كتاب چنان جمع كرده آمده است كه طبيب را اندر هيچ باب به هيچ كتاب ديگر حاجت نباشد ، و بسبب بازگشتن به كتابهاء بسيار خاطر پراكنده نشود و خادم دعاگوى اندر آن روزگار كه علم طب همىخواند و در كتابهاى طبّى همىنگريست بسيار تمنّا كرد كه كتابى بايستى تا آنچه از علم طب همىببايد دانست اندر آن كتاب جمع بودى و برين نسق هيچ
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 4
مساهمون: سيد جواد مصطفوى
ص٤