تولد كند « 1 » ، و نبات آن خوش تر و گوارندهتر باشد ؛ و ليكن با اينهمه خيرات ، اتفاقهاى ناموافق اندرين ولايت بسيار است :
يكى از آن جمله آنست كه هوائى بدين درستى و پاكيزگى بسبب بخار اين پليديها كه اندر اين شهر است هواى شهر ناخوش و زيانكار مىشود ؛ و ديگر آنكه بيشتر خوردنيها مىپوسانند . پس مىخورند ، چون ترينه آب « 2 » و چغندر آب و شلغم آب و غير آن و ماهى شور خشك و تازه و كرنب « 3 » بسيار مىخورند ، و اندر زمستان خربزههاى افسرده و نيم خام مىخورند ، و بعضى از اين خربزهها كه ترى گذاشته باشد ، و چون نمدى گشته از آن نيز مىخورند و بدين سبب بيماريهاى مشكل و آماسهاى بسيار مىباشد ، و بسبب صعبى سرما زكام و نزله بسيار مىباشد ، و اين مردمان زكام و نزله را آسان شناسند ، و اندر فصل بهار كه هوا و آب بگرمى گرايد و مادتها اندر تن فزونى گيرد و بگدازد و اندر سيلان آيد ، مادهء نزله به سينه و بامعاء فرود مىآيد بيمارى سل و زحير « 4 » و اسهالهاى گوناگون تولد مىكند « 5 » . و چون بنده و
هامش
( 1 ) - توجه خوانندگان را به اين نكته جلب مىكنيم كه قدما ارتباط بين عوامل موجود در طبيعت را با بررسى و تحقيق و مخصوصا با مشاهدات دقيق خود دريافته بودند ؛ مثلا همين ارتباط بين زمين شورهزار و پيدا نشدن عفونتها و جنبندگان زيانكار در اطراف آن زمين يك نمونهء كوچك آنست ؛ به اين جهت دانشمندان اروپا بقراط پزشك معروف يونان قديم را -grand obser vateurلقب دادهاند ، زيرا در اين قسمت بسيار دقيق و استاد بوده است .
( 2 ) - ترينه بر وزن قرينه ، نوعى از قاتق باشد كه مردم نامراد و فقير در آشهاى آرد كنند ، و طريق ساختنش آنست كه نان تنورى نيمپخته را ريزهريزه كرده با فلفل و زنجبيل و زيره و سياه دانه نيمكوفته و سبزيهاى ريزهكرده مانند شلغم چغندر و گندنا و پودينه و امثال آن ، مجموع را در تغارى كنند و سركه و دوشاب بر بالاى آن ريزند و مشت بسيارى بزنند تا خوب خمير شود ، و در آفتاب نهند ، و همچنين تا چهل روز بدين دستور هر روز سركه و دوشاب بر آن ريزند و برهم زنند و در آفتاب نهند تا بقوام آيد ، و بعد از چهل روز قرصها از آن سازند و خشك كنند ، و در وقت احتياج قرصى از آن در آب گرم اندازند تا نرم شود ، قاتق آش كنند ( برهان قاطع ) .
( 3 ) - بفتح اول و ثانى و سكون نون و باى ابجد ، كلم را گويند ( برهان قاطع ) .
( 4 ) - زحير يعنى پيچش و آن را علة الدجاجه نيز گويند ، بنا بر آنكه براز صاحب او مشابه براز ماكيان مىباشد در مقدار يا سرعت دفع براز ، و يا بهر آنكه اين مرض ماكيان را بيشتر عارض مىشود ( اكسير اعظم جلد 3 )
( 5 ) - بيماريهاى نزلهاى ( كه بيشتر در فصل بهار بروز مىكند ) ، و كيفيت پيدايش آنها بنا بعقيدهء قدما ، و تطبيق آن با عقايد جديد بموقع خود مورد بحث قرار خواهد گرفت .