قديمه در كليهء اجتماعات بشرى براى حفظ سلامت و درمان اكثر بيماريها معمول بوده است ؛ ولى متناوبا در طى قرون و اعصار گاهى خيلى رواج داشته ، و زمانى به كلى متروك و مجددا پس از چندى معمول گرديده است . يونانيان و روميان قديم افراط در فصد نمىكردند ، بلكه جانب احتياط را رعايت كرده و در اين باب ميانهروى مىنمودند . جالينوس حدود مشخصى براى موارد استعمال فصد تعيين كرد كه تا قرون وسطى تمام اطباى دنيا از آن پيروى كرده و بدستور او عمل مىنمودند .
در قرن هفدهم ناگهان كار فصد بالا گرفت ، و پزشكان اروپا در عقيدهء خود نسبت به آن چنان متعصب شده و افراط كردند كه گاهى تا يك ليتر خون بلكه بيشتر بفاصلهء چند روز يا چند ساعت از بدن خارج مىكردند ، و براى آنها پيران و كودكان و افراد پرخون و كمخون تفاوتى نداشت ، و هيچكس از عمل فصد معاف نبود ، و معتقدات عمومى طورى شد كه هيچگونه حد و مرزى براى اين عمل قائل نبودند . در قرن هيجدهم كمى در اينباره ميانهروى كردند ، ولى در نيمهء اول قرن نوزدهم ، اطباى اروپا تحت تأثير تعليمات بروسه
( Broussais )
و بويّو
( Bouillaud )
كه از شخصيتهاى بزرگ علمى زمان بودند ، مجددا فصد را رواج داده ، و در اخراج خون چنان افراط كردند كه به زودى عكسالعمل شديدى از اين جنون خون گرفتن در محافل پزشكى و اجتماعات پيدا شد ، و كار به جائى رسيد كه ديگر مطلقا دست به اين عمل نزدند و فصد به كلى از مد افتاد ، ولى نتيجهء آن فصدهاى افراطى كه يكى از خطاهاى بزرگ دانش پزشكى محسوب مىشود به صورت كمخونى در نسل بعد ظاهر شد ، و اطباى نيمهء دوم قرن نوزدهم اروپا شاهد رنگ پريدگى و ضعف مردمان آن دوره كه باحتمال قوى بواسطهء زيادهروى در اخراج خون اسلاف آنها پيدا شده بود گرديدند .
آرنوزان
( Arnozan )
استاد درمانشناس فرانسوى در اوايل قرن بيستم مىنويسد :
« عدهء زيادى از پزشكانى كه يك نسل قبل از ما زندگى مىكردهاند ، در »