جزئى تغييراتى مقدار آب بدن ثابت مىماند ؛ مثلا اگر مقدار زيادى آب آشاميده شود ، تقريبا پس از نيم ساعت ، خون به ميزان 10 در 100 رقيق مىشود ، ولى پس از يك ساعت غلظت آن به حال عادى برميگردد ، زيرا آبى كه جذب خون مىشود ، در آن باقى نمانده ، و داخل در مايع ميان بافتى « 1 » شده و سپس از كليه دفع مىگردد .
در موارد كم آبى بدن ، مىتوان از راههاى مختلف ( هاضمه ، زيرجلدى ، داخل وريدى ) آب به بدن رساند . در انسان راه فيزيولوژيكى ، براى انجام اين امر آشاميدن آبست ، و تشنگى محرك آشاميدن آب مىباشد . سلسلهء اعصاب و مكانيسمهاى تنظيمكننده در خون باعث تنظيم در جذب و عبور آب و دفع آن از بدن مىباشد ؛ مهمترين اعضاء تنظيمكننده عبارتند از روده ، كبد و كليه ، و مهمترين عواملى كه باعث حركت و نفوذ آب در مجارى بدن مىباشد ، عبارتند از تعادل آسيد - باز و تعادل يونى خون و مايعات داخلى بدن . اعضاء اصلى دفع آب از بدن ، كليه ، پوست ، ريه و گاهى نيز جهاز هاضمه مىباشد .
اكنون بايد ببينيم ، با وجود مكانيسمهاى تنظيمكننده ، چگونه مقدار آب در بدن اشخاص تغيير پيدا كرده در بعضى افراد كه قدما مىگفتند مزاج آنان تر است ؛ ميزان آب بيشتر و در برخى كه مزاج آنان خشك ناميده مىشد ، مقدار آب كمتر از حد متوسط مىباشد ، يا اينكه در فرد خاصى چگونه ممكن است مقدار آب موجود در بدن برحسب شرايطى تغيير كرده كم و زياد شود و باصطلاح قدما سوء مزاج تر عارض شده ، و از اين راه اختلالات و عوارضى در بدن بروز نمايد .
راز اين مطلب در اعضائى كه نقش تنظيمكنندهء آب را در بدن دارند نهفته است ، و مهمترين آنها كليه مىباشد ، زيرا كليه بزرگترين عضو دفع آب از بدنست و از گلمرولهاى آن هر روز 170 ليتر آب خارج شده كه 5 / 168 ليتر آن مجددا در طول لولههاى پيچيدهء كليه « 2 » جذب و 5 / 1 ليتر بقيه بوسيلهء ادرار دفع مىشود ؛ به اين جهت بايد گفت كه كليه قبل از هر چيز عضويست كه آب زيادى بدن را دفع مىكند ، ولى عمل كليه ، مخصوصا دفع آب از آن مستقيما تابع عمل غدد مترشحهء داخلى است ، زيرا فعاليت طبيعى بعضى از غدد مستلزم دفع مقدار زيادترى آب از كليه و فعاليت بعضى ديگر از اين غدد ، بالعكس باعث نقصان دفع آب از اين عضو مىباشد ، مثلا تيروئيد غدهايست كه ترشحات طبيعى آن روى كليه اثر كرده ، باعث دفع مقدار بيشترى آب از آن مىشود ؛ و اگر فتور و نقصانى در عمل اين غده پيدا شود ، چنان كه در بىكفايتى تيروئيد مشاهده مىگردد ، آب باندازهء طبيعى از كليهها دفع نشده و مقدارى از آن در پرتئينهاى پوست متراكم گرديده و به شكل تراوش شبه بلغمى « 3 » ايجاد ميكسدم « 4 » مىكند ؛ در اين مورد آبى كه شخص مىآشامد نسبت به اشخاص عادى بطئىتر از كليهها دفع مىشود ، و اگر به اين اشخاص تيروئيد تجويز نمائيم . ادرار زيادتر شده ، و وزن بدن مخصوصا در روزهاى اول كم مىگردد .
غدهء سورنال از اين حيث برعكس غدهء تيروئيد عمل مىكند ، زيرا فعاليت سورنال باعث
هامش
( 1 ) -Liquide interstitielle( 2 ) -Tubes contournes( 3 ) -Infiltration d , aspect mucoide( 4 ) -Myxoedeme