تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
جره بر گردن بر روى زشتست * جز اطريفل ورا خوردن كنشتست « 1 »

صفتِ اطريفل

ز تربد يك درم دو از طريفل * يكى پاره و ربعى شحمِ حنظل به هر هفته ازينش خورد بايد * پس آنگه زين طلايش كرد بايد رودينه آر و كندس نيز و خردل * ز تخمِ ترب با شيطرج در خل طلا كن بافتابِ گرم بنشين * بهق « 2 » را نيست يك دارو بِهْ از اين 3100 جره تا چون سياه و تار باشد * علاجش نزد دانا خوار « 3 » باشد جماعَشْ سود دارد گر تواند * و گر اشكم بدارو خورد « 4 » راند طلا كن تخمِ ترب و تخمِ جرجير * سك و كندس بجز زين چيز مپذير

علاجِ برص و پيسى

كسى كو او ز پيسى ننگ دارد * قى افكندش تن چون سيم دارد 121 ب و گر دريابَدَشْ ناگاه منكر « 5 » * ز معجونِ بلا در گو همى خور 3105 طبيخِ شيطرج مويزه دارد * ذراريح آر و سركه نيز شايد ذراريح آر و سرها زو جدا كن * بياميزش وزين گونه دوا كن به آب روينه بر پيسى انداى * طلا « 6 » را بر طلا زن هيچ مزداى و گر خواهى كه رنگِ تن پذيرد * خضابش « 7 » كن بيك شب رنگ گيرد ز شبّ و عنزروت و پوستِ توز * طلا ساز و برو انداى تا روز 3110
هامش
( 1 ) - كنشتست : ؟ ( 2 ) - بهق : علتى است ، و آن پيسى ظاهر پوست باشد غير برص . ( 3 ) - خوار : آسان ، سهل . ( 4 ) - خورد : خوردن ( مصدر مرخم ) . ( 5 ) - منكر : زشت ، بد ، در نسخه اصل ( بنگر ) . ( 6 ) - طلا ، طلى : اندود . ( 7 ) - خضاب : بكسر اول : آنچه كه موى سر و صورت يا پوست بدن را بدان رنگ كنند ، مانند : وسمه ، حنا ، گلگونه .