تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
سه مثقالست زين خوردن بشكّر * و گر بايد بود با او برابر دگر حبّ هليله بايد او را * مگر اين از دگر بِهْ شايد او را هليله جوى زرد و صبر با اوى * به وزن يك درم زين هريكى جوى 3085 به وزن دانگى سقمونيا خور * ازين حب كن بگرمابه فروخور

فى علاج كردنِ شيرينج « 1 »

و شيرينج را از پاك شستن * توان بردن بيندودن بروغن ببايد شست هر روزى به اشنان * نمك با سركه بايد نيز چندان و گر مىزرد آب آيد از آن ريش « 2 » * حجامت سود دارد خوردنِ نيش و گرنه رگ گشايد از پسِ گوش * ز خونش آنگهى بر درد بر دوش « 3 » 3090 گر آن‌كس احتمال دارو دارد * هليله خوردن او را راحت آرد آ 121 ز راوند و عروق و پوستِ انار * ز مرداسنگ و حنّا خود به مقدار براندايش به خلّ و روغن ورد * زمانِ « 4 » درد خوردى رَسْتى از درد و شيرينج سرخ از روىِ نيكو * ز مستان برجهد هر روز نو نو ز پيشانيش بايد رگ گشادن * ز رورا بر رخان بر ، راه دادن 3095 دگر صابون طلا كن بر رخانش * همى شوى و گر اندايى رُيانش « 5 »

علاجِ جره « 6 » سپيد و سياه

هامش
( 1 ) - شيرينج : سعفه و شيرينه بثرهايى بود كه بر سطح تن برآيد و غاير نباشد يعنى به گوشت اندر دور فرونشود ، ذخيره خوارزمشاهى ص 581 . ( 2 ) - گر مىزرداب آيد از آن ريش : و اگر زردآب از آن ريش مىآيد . ( 3 ) - و گرنه رگ گشادن از پس گوش . . . : رگ پس گوش بزنند و آن خون در سر مالند ، ذخيره ص 582 . ( 4 ) - زمان : نسخه اصل ( زمانى ) . ( 5 ) - ريانش ؛ به نظر مىرسد : ( روى + ان + ش ) باشد . ( 6 ) - جره در فرهنگ‌ها بمعنى مرض ديده نشد ، در بيت چهارم كه بعد از اين بيت آمده از آن بنام بهق : ياد كرده است . ؟ !
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 186 | حكيم ميسرى / برات زنجانى