تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
890 گر از سودا بود لختى فتيمون * بيارد از تنش سودا به بيرون و گر معجون صرع آرى بُوَدْ بِهْ * كه وى مصروع را خود زين همه بِهْ سداب ترّ را دايم به‌هرحال * بينبويانش « 1 » و در بينى همى مال و گرنه غاليه گر مشك و عنبر * به‌بينى باز كن انداى « 2 » بر سر گر از خون باشد اين ، صافن گشايش * و گرنه گو حجامت كن ز پايش 895 ضمادى از نبيد و علك و سنبل * ز علك رومى و از لختكى گل بياميز و بمعده بر طلى كن * ز شير و ترها « 3 » گو احتما كن

معجون الصّرع

ب 32 ازين معجون ديگر گو همى خور * كه اين مصروع را نيكست و درخور « 4 » ز غاريقون و وجّ و زنجبيل آر * سطو خودّوس بايد نيز بسيار و سنبل جوى و پلپل لختكى « 5 » خواه * و اين با انگبين جويد ، بَرَدْ راه 900 بكوب و بانگبين اندر بياميز * شود معجونِ خوش نه تلخ و نه تيز ازو هر بامدادى گو همى خور * به وزن يك درم گر « 6 » نيز كمتر

فى الكابوس

كه كابوس ابتداىِ صرع باشد * مكن غفلت كه وى را فرع باشد گر از خون باشدش بگشاى صافن « 7 » * برون كن خون ز تن تا گردد ايمن « 8 » گر از بلغم بود اسهال بايد * ز حبّ ياره استعمال بايد 905 و گرنه حب قاقايا بياميز * مكن سستى بَرو فتنه مينگيز
هامش
( 1 ) - انبويانيدن : بويانيدن . ( 2 ) - انداى : صيغهء امر از مصدر اندودن . ( 3 ) - ترها : تره‌ها . ( 4 ) - درخور : مناسب ، لايق . ( 5 ) - لختكى : به مقدار كم . ( 6 ) - گر : يا . ( 7 ) - صافن ؛ وريد صافن : يكى از دو وريد درشت سطحى ساق پا كه از پشت قوزك خارجى پا به طرف سطحى خلفى ساق پا امتداد مىيابد و در ناحيهء زانو بوريد ركبه در سطح خلفى مىريزد . ( 8 ) - ايمن : سالم ، بىبيم .