تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
و گر رويش نه سرخ و نه سياهست * و نه سبز است زين سو خود نه زانست سپندان خوش آر و سركهء تيز * و جندبيستر با او برميز سرش بستر « 1 » وزين بر سَرْشْ انداى * طلا را چيز جز زين تو مفرماى 865 پس آنگه خربق و يك لخت كندش * به‌بينى دَمْشْ تا باز آيَدَشْ هُشْ بينبويانش « 2 » مشك و گر « 3 » رياحين * سداب ترّ بايد نزد بالين

فى السّبات

سبات آنست كه پندارى كه خوابست * نه نطق « 4 » و ، نه سؤالت را جوابست علاجش موى ، پاك از سر ستردن * طلى كردن « 5 » برو بر دهنِ « 6 » پيغن ب 31 و گرنه جندبيدستر تو در خل « 7 » * طلى كن بر سرش تو باز خردل 870 و گر بهتر نگردد حُقنه « 8 » بايد * كه اين علّت بحقنه بِهْ گشايد مگر من حقنه را نسخه نكردم * در اين نامه « 9 » به دو حيله « 10 » نكردم ز كتبِ « 11 » اوستادان باز جويش * پس آنگه دردمندان را بگويش و گر حقنه نسازد كس ، بِهْ آيد * اگرچه دردها را هم گشايد كه كارى زشت باشد سخت حقنه * ازو در تن بود بسيار فتنه 875 سبات ار به نگردد زانكه گفتيم * بلى داروى ديگر باز جستيم
هامش
( 1 ) - ستردن : تراشيدن ، پاك كردن . ( 2 ) - انبويانيدن : بوى خوش به كسى بويانيدن . ( 3 ) - گر : يا . ( 4 ) - نطق ؛ بضم اول : سخن گفتن . ( 5 ) - طلى كردن : اندودن . ( 6 ) - دهن ؛ بضم اول : روغن . ( 7 ) - خل ؛ بفتح اول و تشديد ثانى : سركه . ( 8 ) - حقنه ؛ بضم اول و فتح ثالث : داخل كردن دواى مايعى را بوسيلهء آلتى مخصوص از راه مقعد در روده‌ها براى روان كردن شكم بيمار ، اماله . ( 9 ) - نامه : كتاب . ( 10 ) - حيله : چاره . ( 11 ) - كتب ؛ بضم اول و دوم : كتابها ، در اينجا بسبب حفظ وزن شعر به تخفيف آمده .