تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
470 و طحلب سرد باشد و تب گرم * و درد سخت را از سر كند كم و سرد و خشك دان طبعِ طباشير * نشايد مر كسى را كو بُوَدْ پير طبيب اين مر جوانان را پسندد * كزو اسهال و خلفه « 1 » زود بندد ز طين ارمنى اسهال بسيار * ببندد كم شود زو درد و آزار و گرم و خشك باشد طال و سعتر * ازو باسور گردد زود بهتر 475 كمافيطوس گرم و زود يرقان * و هم عرق النّسا گرداند آسان و كندش گرم باشد قى گشايد * و اسهال اوفتد انْدُه نمايد و گزمازك سرد و خشك و اشكم * ببندد زود از اسهال و وز دم آ 18 و سرد و خشك يا بى كهربارا * ببندد « 2 » زود ازو اسهال و صفرا ببندد « 3 » نيز او خون بواسير * و خون حيض را بندد « 4 » بزنجير 480 بسيلا گرم باشد مردمان را * همى فربه كند خاصّه زنان را كبابه گرم و زو سدّه « 5 » گشايد * مثانه نيز زو قوّت فزايد طلىِ « 6 » نيك باشد نيك گوگرد * نبايد گرّ را « 7 » جز زو طلا كرد كتيرا نرم گرداند بَرِ تو * خفه « 8 » بنشاند و درد سر تو كبج گرم و سوزنده بود نيز * ز آبش نيز بر پيسى « 9 » همى ريز
هامش
( 1 ) - خلفه ؛ در نسخهء اصل ( حلقه ) . خلفه : هيضه و شكم روش ، سقوط اشتهاى طعام از بيمارى . ( 2 ) - ببندد : در نسخهء اصل ( ببنددد ) . ( 3 ) - ببندد : در نسخه اصل ( نبندد ) . ( 4 ) - بندد : در نسخهء اصل ( بندد ) . ( 5 ) - سده : گرفتگى بينى ، بيماريى است كه به بينى استوار شود و صاحب آن نفس نتواند زد ( دهخدا بنقل از منتهى الارب ) . منعى كه در مجراى غذا واقع شود تا فضول عبور نتواند كرد ( ناظم الاطباء ) . ( 6 ) - طلى : اندود . ( 7 ) - گر : جرب . ( 8 ) - خفه : فشردگى گلو . ( 9 ) - پيسى : برص .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 32 | حكيم ميسرى / برات زنجانى