تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
ز افسنتين نه‌بينم جز كه گرمى * و خشكى نيز بازو نيست نرمى 425 ازو معده بسى قوّت ستاند * و ماليخوليا جمله براند انيسون گرم باشد شهوت آرد * تمتّع « 1 » را به بىشك قوّت آرد و امله سرد و خشك و معدهء خام * ازو قوّت ستاند قوّت تام اشق گرمست و تن زو گرم گردد * خنازير « 2 » و ورم زو نرم گردد بلادُر گرم باشد چون بسوزد * و چيز آموختن را دل فروزد 430 بُسَدْ سردست و حشمت زو قوى شد * و درد از چشم تو جمله برى شد و باد آورد ، گرمست و كهن « 3 » تب * بيارد از تن مردم بيك شب و پنج انگشت خشك و گرم باشد * به آب پشت « 4 » سست و نرم باشد 16 ب و بهمن گرم باشد باد آرد * و بوزيدان بطبع اين راه دارد ز بلبوس آب مردان « 5 » بيش گردد * مگر امعا همه زو ريش گردد 435 و پرّ ساوشان گرمست و بلغم * ز شُشْ بيرون كند گردد همه كم و بسبايه همه گرمست و اشكم * گشاينده‌ست از سوداى محكم برنگ آرد حب قرع از شكم پاك * و بلغم را ببرد پاك ناباك « 6 » و جندبيستر اشكم گشايد * بعصب « 7 » اندرون گرمى فزايد و جبلاهنگت « 8 » آرد گرمى و قى * و مردم مست گردد زو چو از مى 440 و جوز ماثل آرد كس بمستى * به بيمارى سپارد تندرستى و گرم و خُشك باشد جوز بويا * و سرد و خشك دان هر دو قلميا
هامش
( 1 ) - تمتع : برخوردارى ، مقاربت . ( 2 ) - خنازير : غده‌هاى سختى كه در زير گلو ايجاد شود و زخم و جراحت توليد كند . ( 3 ) - كهن تب : تب كهنه ، تب مزمن . ( 4 ) - آب پشت : منى . ( 5 ) - آب مرد : منى . ( 6 ) - ناباك : بدون ترس . در نسخهء اصل ( ناپاك ) . ( 7 ) - در نسخه اصل ( و بعصب ) . ( 8 ) - در نسخه اصل ( زجبلاهنگت ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 29 | حكيم ميسرى / برات زنجانى