وزربز گرم و خشكست و معدهء سرد * قوى گرداند و كمتر كند درد 460
حماما گرم و خشكست و جگر را * قوى دارد و راند درد سر را
و حنّا سرد باشد خارش از تن * بيارد پاك و بزدايد بريون « 1 »
سپندان گرم باشد معدهء سرد * كه پر دردست زو دارو توان كرد 17 ب
بيارد از شكم كودك به نيرو * و عنّين « 2 » را كند او زود نيكو
و حرمل بلغم و سودا براند * زنان را حيض « 3 » آوردن تواند 465
حسك سردست و آبش باه « 4 » آرد * و بول بسته را هم « 5 » ، راه دارد
و حب نيل بلغم را براند * و پيسى « 6 » و جرب « 7 » بردن تواند
و [ حنظ ] ل گرم و خشكست و لطيف است * و درد پاى نقرس « 8 » را شريف است « 9 »
و سرد و نيك باشد حىّ عالم * ورم را از تن مردم كند كم
هامش
( 1 ) - بريون ؛ با ثالث مجهول و فتح واو بر وزن دويدن : علتى است كه در بدن آدمى پيدا مىشود و هرچند برمىآيد پهن مىگردد و خارش مىكند ، و آن را در هندوستان داد مىگويند و به عربى قوبا خوانند و به اين معنى بر وزن فرعون و دلخون هم آمده است .
( 2 ) - عنين : بكسر اول و تشديد ثانى : مردى كه بر جماع قادر نباشد .
( 3 ) - حيض : قاعده شدن زن .
( 4 ) - باه : غريزهء جنسى و شهوانى .
( 5 ) - هم ، راه : در نسخهء اصل ( همراه ) راه داشتن : روان كردن ، گشادن .
( 6 ) - پيسى : برص .
( 7 ) - جرب ؛ بفتح اول و ثانى : گرى ، گرگنى ، مرضى است جلدى و سارى كه بوسيلهء كنه مخصوصى بنام ساركويت كه از ردهء عنكبوتيان است در پوست بدن انسان و دامها و سگ ايجاد مىشود .
( 8 ) - نقرس ؛ بكسر اول و ثالث : مرضى است مزمن و غالبا ارثى كه به شكل التهاب مفصل شست پا بطور ناگهانى بروز مىكند و چند شب متوالى ادامه مىيابد و بعد خوب مىشود و پس از مدتى مجددا عود مىنمايد .
( 9 ) - شريف است : داروى شريف است . در كتب ادويه بعضى از داروها را با صفت شريف ياد كردهاند . از جمله در مورد پوست كبر در كتاب ابنيه گويد : و پوستش اندر ترياقها به كار برند و اندر داروهاى بزرگوار كه او دارويى شريف است و بزرگوار ( ابنيه ص 264 ) .