صدف و صبر و صمغ و قؤدمانا ؟ ؟ ؟ * قصب ، قنطوريون و برزقطونا
410 وقيه ، قلقطار ، قرط و قلقند * و قاقله و قلب و نيز سقفند
قلنسور و رماد و رازيانج * و روى سوخته و راتيانج « 1 »
ورند و رطبه و ريوند و فلفل * شكال سادنه و مُر و قلقل
شكاع و شطرج و شب و شيلم * شقايق ، شاه ترّه ، تخم شبرم
تربد ، تودرى و تمر هندى * و خربق ، توتيا ، خروع و خطمى
طبائع الادويه
415 ز نام دارو برخى گفته آمد * كه بهتر بر زبانم رفته آمد
گرش يكسر همه نسخت گرفتى * گران گشتى گرش جمله بگفتى
برين گفته مگر خود اختصارست * در آن ناگفته خود اندك بكارست
آ 16 كنون لختى ز طبعش مىبگويم * وزين نامه گرانى « 2 » مىنجويم
اسارون گرم و خشكست و جگر را * قوى دارد عروق و رهگذر را
420 و اذخر گرم و خشكست و بيك راه « 3 » * برون آرد ز معدهدرد و آماه « 4 »
و ابهل گرم و خشك و فعلش آنست * كه حيض « 5 » آرد زنان را بىگمانست
و افتيمون همه گرمست و سودا * بيارد از تن و كيموس « 6 » گندا « 7 »
و گرمست انجده بفزايد او باه « 8 » * ببرد بلغم و خالى كند راه
اقاقايا همه خشكست و سردست * درودست « 9 » اين اگر مقعدش دردست
هامش
( 1 ) - راتيانج : در نسخه اصل ( ارتيانج ) .
( 2 ) - گرانى : سختى ، دشوارى .
( 3 ) - بيكراه : يكباره ، به كلى .
( 4 ) - آماه : آماس .
( 5 ) - حيض : خروج خون از زن هر ماه يكبار به مدت چند روز متوالى ، قاعده شدن زن .
( 6 ) - كيموس : مواد غذايى موجود در معده كه با ترشحات و عصير معدى آغشته شده .
( 7 ) - گندا : گنديدگى ، بوى بد داشتن .
( 8 ) - باه : تمايل جنسى .
( 9 ) - درودست : دروده است .