تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
370 چنان واجب كه داروها بدانى * ز نام و طبعهاشان در نمانى پس آنگه داروهاى گونه‌گونه * بگويم جمله كان چون و چگونه خداى ما كه ما را درد دادست * به هر درديش صد دارو نهادست بگويم آنك زو چاره نيابم * و بگذارم كزو پاره « 1 » نيابم ب 14 هرآن دارو كه معروفست بىشك * همه بنگارمش پيش تو يك‌يك 375 بدان نام طبيبانش بخوانم * نگردانَمْشْ جز كوته نرانم ز بيم آنك كانگه « 2 » خام گردد * بنزد عاقلان بىنام گردد گرت رغبت بود خود راه جويى * بعلم آموختن بسيار پويى و گرنه گردد اين گفتارِ من ، باد * نيايد خود به كارت هيچ استاد نگه كن تا چه گويم ياد دارش * بگوشش بشنو و بر دل نگارش 380 انيسون و افستين و اسارون * اقاقيا و اسقيل و افيتمون اشق و انجره ، اثمد و ابهل * واشنه ، انزروت و اصلِ سنبل ابر باريس الطمطومه و ايرسا * و اكليل الملك پس بقلِ حمقا و بلسان و برنگ و بنج و بوره * و پر اسياوشان و بان و زيره و بوزيدان و باد آورد و بهمن * و پنج انگشت اذخر « 3 » ريم آهن 385 بنفش و بسّد و بابونه و مُر * و بسباسه و بلبوس و بلادُر جبل هنگ و جلاب و جوز بويا * و جندبيدستر و جوز و قلميا و جوز ماثل « 4 » و جيسير و جلنار * و جاور شير و جوزِ قى و زنجار و جرجير و جكرما جنطيانا * جريش و جعده و برز قطونا آ 15 درونه و دلب و دردى و هليله * و دفلى ، ديو دارو پس بليله 390 و هيل و هور و ودح « 5 » و ورس و وسمه * زراوند دراز و سنگِ سرمه
هامش
( 1 ) - پاره : برخ ، بخش . ( 2 ) - كانگه : در نسخه اصل كه آنگه . ( 3 ) - اذخر : در نسخه اصل ازخر . ( 4 ) - ماثل : در نسخهء اصل ماتل . ( 5 ) - ودح : در نسخهء اصل ( ورح ) .