تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
كلف :
( Patches on skin )
كك و مك ، بيمارى پوستى ، رخساره با پيسى گرفتار آن مىشود تكه‌هايى از پوست چهره سرخ يا سبزه‌ى تند و بيشتر در زنان باردار است در ماه‌هاى پايانى باردارى مىباشد كه پس از زايمان نيز از ميان مىرود چه‌بسا فرد گرفتار پس از مدتى با از ميان رفتن انگيزه‌هاى آن بهبود مىيابد . ( ذ : لكه‌هاى پديدآمده در رخساره ، تاش ، بهك ، ماه‌گرفتگى ، در پزشكى دگرگون شدن بخشى از رنگ پوست تن آدمى به سوى سياهى و پيدايش تيرگى است . تفاوت آن با بهق ( بهك ) سياه در اين است ، در بهق پوست گونه‌ها زبر و خشن مىشود ولى در اين بيمارى پوست گرم نرم مىماند ( بحر جواهر ) )
لقوة :
( Bells palsy ; Facial paralysis )
كژدهانى . آن از دست رفتن جنبش ماهيچه‌هاى يك سوى رخساره مىباشد عصب زوج هفتم ( صورتى ) آنها را عصب‌دهى مىكند . اين ماهيچه‌ها توان انقباضى خود را از دست داده ، شل مىشوند و به سوى تندرست چهره كشيده مىگردند به‌گونه‌اى كه رخساره‌ى آدمى كج مىشود دهان بيمارى هنگام دم و بازدم نيمه باز مىماند و به سختى مىتواند سوت بزند همچنين چشم پيوسته باز مىماند .
ماليخوليا :
( melancholy )
ماليخوليا يا بيمارى سياه كه بيمارى خردى و روانى است . از نشانه‌هاى آن افسردگى ، اندوهگينى ، بدبينى مىباشد . بيمارى اندوهگين گوشه‌گير داراى رفتار غير طبيعى است . با خود سخنان پرت‌وپلا و ناانديشيده مىگويد و نشان از ناتوانى خردى است . از ديد پزشكان كهن چيرگى آميختگى تلخآبى و افزايش آن در خون و از ناتوانى كشيدن آن به وسيله سپرز است .
نار فارسيه :
( Eczema ; Herpes zoster )
بيمارى پوستى از پركار شدن برخى ويروس‌هاى نهان تن هنگامى كه سيستم پايدارى آدمى كاهش پيدا مىكند و بر يك سرى از رشته‌هاى عصبى تأثير مىگذارد . همچون سه شاخه عصب جفت پنجم يا ترژمينال و شاخه‌هاى عصب جفت هفتم فاسيال و