شاخههاى عصبى ستون مهرهها است ، بيمارى از بالاى ستون مهرهها تا تهيگاه و نيمهى شكم كشيده مىشود . نشانههاى آن لكههايى همانند قوبا كه پيوسته افزايش و گسترش پيدا مىكند و بسيار دردناك از ژرفاى تن است بهگونهاى كه بيمار احساس مىكند درد از اندامهاى درونى سرچشمه گرفته است . سپس احساس سوختگى بدتر از سوختگى آتش دارد ، نيرومندترين مردان در برابر آن ناتوان است .
ناسور :
( Fistula ; Sinus and fistula )
زخم و فلگمون درون بافتهاى تن با انگيزهى بيرونى است ، سپس به وسيله كانالى تنگ با سوراخى ريز به بيرون سر باز مىكند . چنانچه فشرده شود تراوشهاى چركين از آن مىتراود بيشتر اين فستيولها در جايگاه نشيمنگاه آدميان يافت مىشود .
نقرس :
( Podagra ; gout )
بيمارى پادشاهان ، دردناك و در بندهاى پا به ويژه انگشت ميانه پديد مىآيد و از افزايش اسيد اوريك
Uric acid
و زيادهخوارى گوشتهاى سرخ و جگر پيش مىآيد .
نمش : - ن . ك كلف
وثء :
( Violent twisting )
رازى اين واژه را « وثى » آورده است در پزشكى به پيچش و رگبهرگ شدن و كوفتگى تاندونها و زردپى بندها بدنبال جنبشى تند و تيز در بندهاى آرنج ، مچ ، زانو ، قوزك پا و به ويژه انگشتان پيش مىآيد نشانهى آن درد بسيار است پس از چند ساعت به ويژه اگر آن بند به جنبش واداشته و يا دستمالى شود سپس بند ، آماسيده به رنگ سرخ يا آبى درآمده ، بىآنكه آسيبى به بند رسيده باشد .
وجع الأذن البارد :
( Cold otalgia ; earche )
اصطلاحى است كه پزشكان كهن بر دردهاى غير آماسى آوردهاند و آن به هرگونهاى آب وارد گوش ميانى شود تا به پرده صماخ برسد . نمورى پيرامون پرده پيش مىآيد كه رهايى از آن به سادگى انجام نمىپذيرد از سوى ديگر به تاريكى كانال و دماى تن كمك مىكند پارازيتهايى در آنجا پرورش يابند و انگيزهى خارش سخت و آزاردهنده و دردناك مىشوند .