تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
مىكند . طبيعت اين‌گونه بلغم را به مانند خون ، به كار نمىگيرد . اگر دماى كارگر بر بلغم از اندازه‌ى طبيعى بيرون باشد بر آن چيره شده و آن را گواريده و نمكين مىنمايد . اگر بر آن چيره‌تر گردد . ترش‌شده ، و چنانچه دماى كارگر بر بلغم دمايى طبيعى باشد آن را مىگوارد و شيرين همچون مزه خون مىسازد . اين‌گونه‌اى از بلغم است كه طبيعت آن را به مانند خون به كار مىگيرد . بلغم از خوراكىهاى سرد و نمور در گوارش نخستين در شكمبه و همچنين از خوراكىهايى كه درست گواريده نشده‌اند ، پديد مىآيد . طبيعت براى پذيرش آن ( بلغم ) همچون رگ‌ها و مويرگ‌ها كه جايگاه خون هستند و كيسه‌ى زردآب كه جاى زردآب و سپرز جاى تلخآب مىباشد ، آوندى نساخته است ، هرچه از آن بسوى جگر و آوندهاى آن رود ، خون مىگردد و هرآنچه در روده‌ها بماند و بسوى جگر نرود از روده‌ها رانده مىشود . با زردآب به جهت تندى و تيزى كه دارد پاك‌كننده و شستشودهنده‌ى روده‌هاست همچون « بوره » كه شستشودهنده و درخشان كننده مىباشد . هيچ‌گاه بلغم شيرين و گوارا به جهت نياز تن به آن ، از تن رانده نمىشوند . چون به مانند خون خوراك تن مىباشد . همچنين بلغم طبيعى كه بىمزه است ، همين كارايى را در تن دارد . هرگز بلغم شيرين و بلغمى كه به مانند آب بىمزه است ، به جهت نياز تن براى به حركت درآوردن بندها و نمور كردن اندام‌ها به ويژه مغز به كار مىروند تا خشك و تباه نگردند ، از تن بيرون فرستاده نمىشوند . ولى دو گونه‌ى ديگر نمكين و ترش آن چون از طبيعت ( آدمى ) بيرون‌اند ، تن را مىشويند و تن از آنها پاك مىگردد .

زردآب :

بخشى از آن در جگر و بخشى در شكمبه ساخته مىشود . نمونه‌ى پديدآمده‌ى آن در جگر چهار گونه است : گونه‌ى نخست سرخ ( قرمزى ) ، دوم زردآبى كه آبكىتر از قرمزى است و از آميختگى آب با قرمزى درست مىشود ، سوم برنگ زرده‌ى تخم‌مرغ كه رنگ زرد آن به مانند رنگ زرده‌ى تخم‌مرغ مىباشد . آن از گونه نخست ( قرمزى ) سفت‌تر است ، بودن آن بدين حالت به جهت از دست رفتن آب آن مىباشد . گونه چهارم زردآب ، سرخ آبى ( حمراء ) است كه به مانند خون آبكى مىباشد . اين‌گونه