واژهاى تازى است ، برخى پزشكان « فطر الشربين » گويند چون از گونهى فطريان بىپوسته است داراى دو نوع مىباشد گونهاى خوردنى كه در ميانهى آن پوششى مىرويد كه مانند پياز باد كرده است . در آغاز چشيدن شيرينمزه بوده و ديرى نمىگذرد كه به تلخى سبكى مىرسد . گونهى ديگر آن ناخوردنى و با پوشش ميانهى خشك است .
( ذ : طبيعت آن در مرتبت نخست گرم و در دوم خشك است ، روانكنندهى بلغم و تلخآب و زردآب آميخته با هم ، بادشكن و براى آماس سخت و هرگونه قولنج جز ايلاوس نيك است . گشايندهى گرفتگىها به ويژه جگر و گرده مىباشد . پيشآبآور ، روانكنندهى خون ماهانه ، بهبوددهندهى كوفتگى ماهيچهها و براى سمهايى كه خورده شده و يا از راه گزيدگى به تن رسيده و براى تبهاى بلغمى و سردرد خوب است و . . .
( مخزن الادويه ص 408 و 409 ) )
غافت
Gentiana dahurica Fish Agrimony : ( Gh ft )
در سوريه درخت كك ( شجرة البراغيث ) يا درخت بدبو خوانده مىشود . گياهى علفى كه در چمنزارهاى سرسبز مىرويد . ريشهى چند ساله و داراى ساقهاى علفى و برگهاى سوزنى تيز دندانهدار با گلهاى خوشهاى كه در بالاى شاخهها درمىآيند و خوشبو مىباشند .
( ذ : گياهى خاردار با گلى لاجوردىرنگ در كوههاى پيرامون شيراز مىرويد به آن « گل خله » گويند . گشاينده گرفتگىهاى جگر و سپرز و پاكسازى كانالهاى آنها ، پيشآب آور ، شيرساز ، افزايندهى تراوش عرق و خون ماهانه است براى درد جگر ، سپرز و از ميان بردن آماس آنها و استسقا و شكمبه و تبهاى كهنه و تركيبى و تلخآبى و زردآبى و محرقه به همراه افشرهى افسنتين و درمان داء الثعلب ( ريزش موى و ريش سر ) خوب است . طبيعت آن سرد و خشك مىباشد ( تحفهى حكيم ) )
غاليه :
Galiamoschata / Aperfume made of musk and ambergris : ( Gh liah )
به آن « حبة الغالية » گفته مىشود . ميوهى درختى به نام بان از تيرهى بيد كه در جزيرهى جاوا مىرويد با مزهى تند كه تاولزن پوست است اگر پخته شود اين زيانها را از دست مىدهد ، ميوهى كال آن را به مانند لوبيا مىخورند . از سوى ديگر