تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
را به سوى كرانه اقيانوس‌ها مىرانند و شكارچيان آنها را از ميان اقيانوس گرد مىآورند . ( ذ : سرگين ستور دريايى است ، طبيعت آن گرم و خشك در مرتبت دوم ، نيروبخش مغز و حواس است . گويند سرچشمه‌ى آن درياست ، ولى درست آن است مومى خوش‌بو در كوهستان‌هاى هند و چين از كار زنبور عسل كه گياهان خوش‌بو مىخورد بهم مىرسد سيل آنها را به دريا مىبرد ، شستشو مىدهد و بيشتر جانوران دريايى آن را فرو مىبرند ، چون نمىتوانند آن را بگوارند به بيرون پرتاب مىكنند . نگاهبان و نيروبخش روان ، شادىساز ، اشتهاآور ، برانگيزاننده‌ى نيرو جنسى ، گشاينده‌ى گرفتگىها ، پادزهر سم‌ها ، از ميان‌برنده‌ى بيمارىهاى سردى مغز ، درمان‌كننده‌ى ديوانگى ، سرماخوردگى ، زكام ، و بيمارىهاى سينه و شش‌ها است . ( فرهنگ معين ) ) عنزروت : - ن . ك انزروت

عنصل

Scillia indica Baker Squill : ( unsul )
عربان به آن « اشقيل » ريشه‌اى از واژه يونانى ( شقيل ) به معنى آزار و آسيب دارد و مىگويند گياهى كوهستانى و چند ساله از پيازى بزرگ كه لايه‌لايه همچون پياز خوراكى است گوشت آن سپيد پر از ليزى و بيرون آن با لايه‌هاى خشك پوشانيده شده ، برگ‌هاى ريشه‌اى سبز براق همچون برگ تره ولى پهن‌تر دارد . هرساله از ميانه‌ى آن سرشاخه‌اى بيرون مىآيد و تا يك متر بلند مىشود كه در پايانه‌ى آن گل‌هاى خوشه‌اى مىرويد . ( ذ : پياز دشتى ، پياز موش ، اسقال ، مرگ موش ، قردمانا ، سفاديكوس نام‌هاى ديگر آن است گويند اگر گرگ پاى روى برگ آن گذارد ، لنگ مىشود و سپس مىميرد ( دهخدا ) )

عود

Aquilarisa agallocha Roxb Eagle - wood : ( Ud )
از نام‌هاى آن نج ، نجوج ، وجر ، ينجوج و أعالوجى ، عود اليسر ، عود النسر و جز آن مىباشد . درختى ستبر كه در سرزمين‌هاى خاورى هند مىرويد . ساقه‌ى آن نقطه‌هاى سپيد و سياه همچون پوست گاو و شيرابه‌اى سپيد ، اندكى زرد با بوى بسيار خوش دارد . اگر چوب آن سوزانده شود از آن بوى خوشى در هوا پخش مىشود و مدتى مىماند . ( ذ : عود بخش درونى و دل درخت مىباشد نمورى آن آشكار و روغنى بودن آن بسيار است برترين آن سياه و هرچه بيشتر بماند بهتر و خوش‌بوتر خواهد بود .