آميختگىهاى آبكى را مىراند ، آوا را نيكو مىسازد ، صافكنندهى خون و سازندهى خون پاك و خاموشكنندهى برافروختگى و تشنگى و تندى خون و گرمى و درد جگر و پيشآبدان و بيمارىهاى سوزش روده و شكمبه مىباشد از تيره نزديك به كل سرخيان بشمار مىآيد . نافدار ، تبرخون ، سنجد گرگان ، سيلانه ، شيلانه ، تفاحبرى ، سيب كوهى ، ارج . نيز ناميده مىشوند . ( دهخدا ) )
عنب الثعلب
Solanum nigrum linn / Garden night shade : ( Inab al - th lab )
مردم آن را به « عنب الذئب : انگور گرگ » مىخوانند : تازى آن « ضنا » است ، پرشاخه و برگ ميوهى آن انگورى شكل و از انگور كوچكتر رنگ آن قرمز يا سپيد و مزه شيرين كه به ترشى مىگرايد . مردم آن را ميوهاى اشتها بشمار مىآورند و مىخورند .
( ذ : ميوهى گياهى سرخ با نامهاى تاجريزى ، داردست ، سنگ انگور ، سپنگور و روپاس خوانده مىشود پرورشى آن « كاكنج » ، خودروى آن « فنا » گفته شده است . داراى مزه گوجهفرنگى است . آرامكنندهى تشنگى و از ميانبرندهى آماس گرم و آماسهاى درونى و بيمارىهاى شكمى و روانكنندهى زردآب و از ميانبرندهى دلپيچه ، زحير ، آماس نشستگاه و استسقاى گرم و تنقيه آن براى ديوانگى و بيمارى شرى و آماس شكمبه و روده ، باد سرخ و پماد آن براى جاى سوختگى و زخم آبله و زخمهاى رونده و سرطان چركين و درد سر خوب است . افشرهى آن براى نيروبخش بينايى و پرزجهى آن براى بند آوردن خون خون ماهانه و نمورىها و پماد آن با نمك براى خارش و گرى و دهانشويهى آن براى درد دندان سودمند است ( تحفهى حكيم ) )
عنبر
Ambera grasia Ambergrisn : ( Anbar )
تراوشى سفت شده از يك بيمارى كه در رودهى نهنگ تناور و بزرگ سرى كه به تازى « قشلوت » يا « قيطس » گفته مىشود ، پديد مىآيد . بهگونهاى كه اين شيرابه در ميان آبى زردى رنگ در رودهى كور با بستگى نرم ساخته مىشود ، ديرى نمىگذرد كه در برابر هوا سفت و سخت و مومى شكل مىشود و آن هنگامى است كه نهنگ آن را به بيرون پرتاب مىكند روى آب به صورت تودههايى برنگ خاكسترى تيره و با رگههاى سپيدى كه به زرد مىگرايد روى آب شناور مىماند مزهى چربى و بوى خوش تند دارد موجها آنها