همه كاركردهايش از مصطلكى بهتر است . با سندروس و زردهى تخممرغ براى شكستگى استخوان بهتر از موميايى به درمان پاسخ مىدهد . براى تپش دل و سرفههاى نمور و كجى ناخن و درد اندامها ، فيستول كهنه هموروييد ، تركها ، پاكسازى زخمها ، روياندن گوشت ، بيرون كشيدن خار و پيكان از تن ، و آب كردن آماس و بستن پارگى ماهيچهها ، نيروبخشى اعصاب ، بيرون راندن بلغم مغزى ، پاك كردن نمورىهاى شكمبه و گلو از آميختگىهاى ليز سودمند است . و . . . ( تحفه حكيم ) )
عليق
Rubus fructicosus Linn Bramble : ( Ulaiq ) Rubus ulmifolius Schott
( ذ : 1 - گياهى پيچنده كه در ديلم « تموش » ، و به تركى « بكورنيكان » ، به يونانى « باطس » به لاتين « روس و ساير » به پارسى « ورد » به شيرازى « توت سه گل » گويند .
طبيعت آن سرد و خشك تا درجه دوم است . بندآورندهى روانى خون ، قاعدگى ، و نيروبخش سر است . براى زخمهاى سرد ، برآمدگى چشم خوب مىباشد افشرهى ساقه و برگ تازهى آن براى آماس گرم و سرد و چشم سودمند است . ماليدن برگ آن روى لثه زخمى و نرم كردن آن و براى آفت و جوش و بدبويى و زخمهاى نو دهان خوب است .
براى نيروبخشى شكمبه و جلوگيرى تراوش خونابه از گلو و شكمروش و درمان بواسير خونچكان نيكوست . بازكنندهى سر دملها ، و سبك كردن زخمهاى تازه و جلوگيرى از خوره ، زخمهاى بدخيم و پيشرونده سودمند است . ( تحفه حكيم ) 2 - عليق به علف ، جو ، اسپست ، يونجه ستوران نيز مىگويند ( منتهى الارب ) )
عناب
zizphus vulgaris Berrie ; jujb berrie : ( unn b )
درختى از تيرهى سدريان ( عنابيان ) ، پرخار ، بلندى آن تا بيست پا مىرسد ، پرشاخ و برگ ، داراى گل كوچك زرد كه بهگونهى خوشهاى كنار برگها مىرويد . ميوهى آن تخممرغى شكل به اندازه زيتون به رنگ سرخ و خرمايى ، پرگوشت ، شيرين مزه ، و درون آن اندكى ليز است . همانند ميوه كرز ( گيلاس ) و داراى هستهاى چوبين است .
( ذ : سنجد جيلان طبيعت آن ميانه سردى و گرمى و گرايش به نمورى دارد .
آميختگى سفت را مىپزاند ( مىرساند ) و اندامهاى شكمى و سينه را نرم مىكند ،