عروق صفر
Curcuma Longu Linn Turmeric : ( Uruq sufur )
در گذشته « أصابع صفر » و « عروق صباغين » و « زعفران هند » گفته مىشد . و اكنون كركم گويند گياهى چند ساله از سرزمينهاى گرمسيرى كه تا سه پا قد مىكشد ساقهى آن كلفت نيست به رنگ زرد مىگرايد . داراى شيرابهى زردرنگى است . گزنده و بوى زخم همانند ماهى دارد ريشهى آن به كلفتى انگشت داراى گرهها رنگ زرد زيبا از بيرون مىباشد . براى رنگآميزى پوشاك به كار مىرود و اكنون در رنگآميزى خوراك همانند چاشنىها ( زردچوبه ) است .
( ذ : قيرلانفج اوتى ، هرد ، بقلة الخطاطيف ، حشيشة الخطاطيف ، عروق ، ماميران ، كاليدونيون ، ممران و خاليدونيون كبير نيز نام دارد . برگ آن همانند برگ گشنيز ، مايل به كبودى است از تيرهى كوكناريان . طبيعت آن در مرتبت سوم گرم و خشك ، پاككننده و بازكنندهى تنگىهاى جگر مىباشد . شيرابهاى نارنجىرنگ ، تلخ و سوزانندهاى از آن تراود داراى اثر روانكنندگى شكم است . ( فرهنگ معين ) )
عصا الراعى
polygonum aviculare Linn Knot Weed : ( As al - r )
واژهاى تازى است ريشه آن ويژگى گياهى دارد كه برگهاى سركج همانند چوبدستى چوپانان برگرفته است ولى يونانيان نام آن را بوليجونيوم آوردهاند كه معنى آن بستگى به پرندگان كوچك دارد . ابن بيطار آن را ( بيرشبدار - پرشبدار ) ناميده است كه گياهى بيابانى ، خاردار چند ساله است كه هر سال از نو مىرويد ، بىبو ، ساقهى آن باريك و گرهدار و گلهاى آن خوشهاى و داراى دانههاى سهگوش كه براى پرندگان گواراست . اين گياه هنگامى كه پرندگان به جستجوى آناند به بال و پرش ايشان مىچسبد . همچنين حشرهاى از گونه ملخ بنام عصا الراعى هست كه برخى ( فرس النبى - اسب پيامبر ) بدان گويند . تنهاى دراز دارد هرگاه براى بريدن روى شاخهاى بنشيند جداسازى او از گياه دشوار خواهد بود .
( ذ : درخت بطباط بزرگ و كوچك ( اقرب الوارد ) ، در تنكابن « خاكتره » گويند نامهاى ديگر آن جنجر ، هزار بندك ، برشيان دارو ، هفتبند ، عصا موسى ، عصافير الراعى ، شبطباط ، سطياط است . طبيعت آن در مرتبت نخست خشك و در سوم سرد است .
( دهخدا ) )