نامى نبطى است و گفته مىشود در تازى از دو ريشه عقر و تقريح آمده است . برخى پزشكان آن را عود قرح مغربى نامند ( براى جداسازى آن از گونه ديگر عود كه همانند آن است ) گياهى از گونه بابونه در شمال آفريقا و سرزمين مغرب ( مراكش ) مىرويد ، ريشهى آن دوكى به كلفتى انگشت و رنگ سنجابى خاكسترى رويهى آن سرخ و درونى سپيد و به زردى گرايش دارد ، مزهاى تلخ با بوى خوش است و در درمان به كار مىرود .
( ذ : به يونانى « فوريون » ، به شيرازى « اكر » گويند . بيخ ترخون رومى است طبيعت آن در مرتبت سوم گرم و خشك پودر آن با روغن زيتون بر تن ماليده شود از تراوش عرق مىكاهد . سستكنندهى اندامها و آميزه ، تنگىها را بگشايد و بيرونكنندهى بلغم شكمبه ، آرامكنندهى درد دندان از سردى ، براى فلج و صرع خوب است . ( اختيارات بديعى ) )
عرطنيثا
Geek cyclamen : ( Artanith )
( ذ : بيخ درخت بخور مريم ، به شيرازى « چوبك اشنان » گويند . چكاندن دو قطرهى آن در بينى درد دندان را فرونشاند . به آن گليم شو ، جايگاه ، گل نگونسار ، فيلگوش ، بخور مريم ، به سريانى آذربو ، به پارسى چوبك ، به يونانى تيموس ، به آرامى ارتنيتا نيز گويند . ( فرهنگ معين ) . آميزه را گرم و خشك كند طبيعت آن در مرتبت سوم گرم است ( تذكره انطاكى ) )
عرعر
Junipexus communis Linn juniper berry : ( Arar )
يكى از گياهان تيره صنوبرى ، رويشگاه بومى آن ميانه و جنوب اروپاست ساقهى چوبى ، سخت و فشرده دارد ، شيرابهدار است . يونانيان برگ آن براى روان كردن به كار مىبردهاند و ايشان دريافتند كه ميوهى آن داراى روغن خوشبو و براى افزايش عرق و پيشآب سودمند است .
( ذ : سرو كوهى نانه ، قزاونه ، اورس نامهاى ديگر آن است . به هندى « هوه » گويند پيوسته سبز است . از آن قطران بدست مىآيد و ميوهى آن همانند زعرور ولى سياهتر است . طبيعت دانهى آن در مرتبت سوم گرم و خشك ، پيشآبآور ، قاعدگىآور ، پاك كنندهى شكمبه و براى بيمارى انسداد زهدان خوب است . )
عرق بيض : - ن . ك مستعلجه ( تذكره انطاكى 157 ج 2 )