براق و هندى آن به شكل يمانى و نه با كاركرد آن و اندلسى داراى صحيفهى ستبر است ( علل المعادن - رازى ) )
طين ارطيوس :
نامى است يونانى بمعنى زمين شخمزده و گونهاى از سنگ نرم و سست ، رنگ آن خاكسترى سربى كه به سرخى مىزند و هرگاه آن را بربسايند . جاى ساييدهى آن به رنگ زنگار درمىآيد .
طين ارمنى
Bolus armania rubra Read armenia bole : ( Tin armani )
به آن « گل مشرقى » مىگويند كه پيش از اين از سرزمينهاى خاورى ( نسبت به روم و اندلس ( اسپانيا ) آورده مىشد و ابن بيطار آن را گل سرخ ناميده است . و در عراق آن را « طين خاوا » كه سنگى گلى برنگ خاك سرخ نرم و به آسانى ساييده و در آب باز مىشود . تا اين اواخر عراقيان آن را براى شستن سر و مو در گرمابه به كار مىبردند .
( ذ : طبيعت آن سرد در مرتبت نخست ، خشك در دوم براى ريش شكمبه و شكمروش و ريشهاى ( زخمهاى ) دهان و شش نيك است . خوشبوكنندهى دهان است . براى تب وبايى و شكستگى سر بسيار سودمند است ، خون را ببندد و طاعون را دور سازد براى نزله و تنگى نفس سودمند است . ( تحفه حكيم ) )
طين الأكل
Edible , Isfahan clay : ( Tin - al akl )
گونهاى سنگ نرم كه در تپههاى نزديك شهر موصل يافت مىشود . رنگ آن بسياهى مىگرايد و هنگام دستمالش روغنى است با مزه و بوى ويژهاى و كار بردن آن براى پاكيزه كردن پوست و گوشت سودمند است . و برخى مردم بر اين باورند كه شوره را مىزدايد و مو را نرم مىكند و نيرو مىدهد و آن را به درازا مىكشد . و بر آن نام گل سياه نهادهاند .
( ذ : طين خراسانى ، نيشابورى ، حر ، گل خوراكى ، داراى طبيعتى سرد و خشك در ميانه است پانسمان آن براى همه جراحتها و گزيدگى زنبور درد را آرام مىكند براى جلوگيرى از سرازير شدن آب دهان خوب مىباشد . ( دهخدا ) )