( ذ : نام دارويى است كه هندى « هرتال » و به ارمنى « زريك » و به پهلوى « زريك » كه از زرنيك و اوستا « زرينه » و يونانى « ارسنيكون » و به پارسى « زرنى ، زرنه زرنيق » نيز گويند تركيب معدنى گوگرد و ارسنيك ( سولفورارسنيك ) است كه به رنگهاى سبز ، زرد ، سرخ ، سپيد ، سياه ديده مىشود همه گونههاى آن سمى مىباشند چون با آهك آميزند براى ستردن مو به كار آيد . نامهاى ديگر آن : ارسانيقوس ، سم الفار ، مرگ موش ، شك ، هاكول ، حرفقان ، تراب هالك مىباشد كه واژه ارسانيقوس با واژه با ارسنيكوس يونانى از يك ريشهاند شايد يونانى آن نيز از زرنيخ پارسى گرفته شده باشد ( دهخدا ) )
زعفران
Crocus sativus Linn Saffron : ( Z fr n )
واژهاى عبرى از ريشهى ( صفران ) نسبت به رنگ زردى كه شناسهى آن است . عربان نامهاى جاد ، جادى ، رعيل ، ريهقان ، دلهقان بدان دادهاند گياهى است كه رستنگاهش سرزمين ايران است داراى ريشه پيازى و برگهاى نخى رشتهاى كه پس از آشكار شدن گلها نمايان مىشوند . گلهاى آن همچون نخهاى زرد به سرخى زده دراز به سوى بالا رفته ، مزهاى با اندكى گزندگى و بويى تند دارد و زعفران ناميده مىشود .
( ذ : طبيعت آن گرم است در دوم و خشك است در اول . از تيره زنبقها به آن كركم ، ايدع ، مردعوش نيز گويند در كرمان و قاينات بسيار مىرويد ( دهخدا ) )
زفت
pix nigra pitch : ( Zift )
( ذ : گونهاى قير است و يا مادهاى سياه و چسبنده از درخت صنوبر بدست مىآيد بر سر كچلان چسبانند . سه گونه است زفت رومى براق ، صاف و املس و از روم آورند .
ديگرى زفتتر و آن آبكى و روان باشد ، در مرهمها به كار مىرود . سوم زفت خشك بيشتر ، از « تنوب » و « ارز » گيرند كه بوته كبر و صنوبر نر باشد . برخى گويند از ريشه يونانى « اسفالتوس » آمده است . سقزى سياه و چسبنده بر كشتىها و قايقها مىمالند تا از رخنه آب به كشتى جلوگيرى شود به آن قير ، قطران نيز گويند ( آنندراج ) )
زلم : - ن . ك حب زلم
زنبق
Jasminum grandiflorum Linn jasmine : ( Zambaq )
( ذ : گل سوسن آزاد ، يا سوسن سپيد گياهى خوشبو به درازاى يك چوبدستى ،