« قلقطار » به پارسى « زاگ ( زاج ) شتر دندان » كه بهترين آن مصرى است . زاگ سرخ و زرد و سبز در نيرو برابرند ولى در غلظت و لطافت با هم تفاوت دارند لطيفترين سپيد ، نيرومندترين سبز و غليظترين سرخ و قلقطار ميانهى همه آنهاست . ( دهخدا ) )
زبد البحر
Alcyonium Sea foam casting of : ( Zabad albahr ) king fisher
كف سپيد در كرانهى درياها پديد مىآيد كه از برخورد موجهاى آب با كنارههاى درياهاست در آغاز به مانند كف صابون ولى پرمايهتر از آن است ديرى نمىگذرد رنگ آن به گندمگونى خواهد زد بستگى آن افزايش مىيابد اندكى ليزى به خود مىگيرد و اين برگرفتن به واسطه چيزهايى همچون پسماندههاى ماهيان و جانوران دريايى و لاشه مردگان آبى و ديگر مواد گوناگون است كه به وسيله موج و آب دريا جابجا مىشود .
( ذ : جسمى است مستطيل يا بيضى شكل ، داراى سوراخهاى ريز كه بر سطح آب درياها يافت مىشود و در درمان بيمارىها به كار مىرود . چون همانند زبان است « لسان البحر » نيز به آن مىگويند به رومى « اقرون » ، به سريانى « كفراديما » به هندويى « سمندربين » گويند كه پوست نوعى جانور درياى است ( دهخدا ) )
زراوند
Aristolichia Linn Aristolocem : ( zar wand )
واژهاى سريانى معنى آن بهبوددهندهى بندها مىباشد . بديسكوريدوس يونانى آن را « ارسطولوخيا » ( ارسطو بمعنى بسيار خوب و لوخيا بمعنى حيض يا نفاس ) گفته است .
ابن بيطار « مسقوره يا مسمقار ، يا مسمقران » گويد . در « عمدة المحتاج » آمده : اين گياه با نام لوف خالدار با ريشه بنفش رنگ شناخته مىشود . گياهى است بوتهاى داراى ريشهى چند ساله و تقسيماتى بسيار و ساقهاى باريك ايستاده و گروهى خوابيدهاند . آن چيزى كه از گياه به كار مىرود ريشهى آن است . كه گندمگون ، با مزه تلخ بويناك مىباشد . و دو گونه است . گرد بدان « زراوند مدحرج » گويند و « ماده » است كه نام علمى آن
Aristolochia rotunda Linn
است . و يا كشيده است كه به آن زراوند دراز گويند و آن « نر » مىدانند نام علمى آن
Aristolochia indica Linn
است .
( ذ : طبيعت زراوند دراز گرم در سوم ، خشك در دوم . زراوند دراز گرم در دوم و