( ذ : تازى شده راسخت ، روسوخته ، و مس سوخته بهترين آن مصرى است . طبيعت آن در مرتبت دوم گرم ، و يكى از داروهاى اصلى چشم خصوصا براى تراخم استعمال شده است به تركى راستق گويند . ( دهخدا ) )
ريباس
Rheum ribes Linn Ribes : ( Reb s )
يونانيان كهن آن را راوند پرورشى خواندهاند برخى از عربان « يعميصا » و در دمشق « رباض » گفتهاند . درختچهاى كه بلندى آن به بيش از چهار پا نمىرسد برگهاى بزرگ كركى دارد همچون برگ سلق ( چغندر ) با گلهاى كوچك سرخ گرد آمده به مانند خوشه ، كه از ده تا گل كمتر نيست . ميوهاى بهگونهى انگور كه هر دانه آن به اندازه نخود يا كمى بزرگتر بجا مىگذارد كه رنگهاى گوناگون سياه ، سرخ ، سپيد دارد ، مزهى ميوه ميان ترشى و شيرينى از اين جهت همچون ميوه مىخورند و يا آب آن را مىگيرند تا نوشابهاى خوشمزه بسازند و يا خوراكى بنام ريباسه ( ن . ك نمايه خوراكىها ) و يا افشرهى جوشاندهى ريباس از آن ساخته مىشود كه در درمانها به كار مىرود . ريشه گياه به كلفتى استخوان زند ( ساعد ) آدمى است بيرون آن داراى بستگى به مانند چوب و درونش بستگى نرم اسفنجى مىباشد و بسيار تلخ است ، خيساندهى آن را براى درمان بيمارى ديابت ( مرض قند ) به كار مىرود بسيارى از مردم هماكنون نيز ياد مىكنند كه آب خيساندهى آن را بامدادان هر روز ناشتا مىنوشند .
( ذ : آن را ريواج نيز گويند براى جدرى ( آبله ) ، و با ، حصبه ، سودمند است ، معده را قوت دهد به چشم كشيدن آن براى بهتر كردن بينايى سودمند است ( منتهى الارب ) )
زاج
Ferrous sulphate White vitriol : ( z j )
نمكى كانى شيميايى است در طبيعت شكل كانى آن وجود دارد همان گونه كه در آزمايشگاه نيز ساخته مىشود ، گونههايى ، گوناگون دارد همگى آن از سولفات ( تركيب گوگرد با يك فلز ) پديد مىآيد و هركدام آنها رنگى ويژه دارند از اين هر زاگ ( - زاج ) را با رنگ آن نامگذارى مىكنند زاگ ( زاج ) سبز ( سولفات آهن ) زاگ ( زاج ) آبى ( سولفات مس ) ، زاگ ( زاج ) سپيد ( سولفات روى ) و جز آن .
( ذ : زاگ ( زاج ) سپيد قلديس ، شوغاز ، به يونانى « خلقنيس » ، به شيرازى « زاغ سيبى » گويند . زاج سرخ را « سورى » خوانند . زاگ سبز را « قلقنت و كلقند » گويند . زاج زرد