تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦

حرّف

Lapidium sativum Linn Garden cress : ( Hurf )
حب الرشاد ، تخم سپندان ، برخى از تازيان همان رشاد خوانده‌اند و در كتاب « عمدة المحتاج » به نام « سفا » و « ثفاء » آمده است . رشاد گياهى علفى ، يك ساله ، برگ‌هاى آن به مانند برگ كرفس كمى كوچكتر است . بيشتر مردم گياه را تازه مىخورند تا اشتهاى خوردن را بيفزايد و يا آن را به مانند سالاد سفره به كار مىبرند ، بىبو با مزه‌اى تند و اندكى خوب ، بويژه اگر رويش آن كامل شده باشد در آن اندكى تلخى نيز چشيده مىشود . ( ذ : تخم سپندان ، حب الرشاد ، سپندان ترتيزك ، تره‌تندك ، شب‌خيزك ، شاهى ، حرف ابيض ، سپيد اسپند ، خردل سفيد ، خردل فارسى ، سفندان تيز نام‌هاى ديگر آن است . دود آن گزندگان را دور مىكند . طبيعت آن در مرتبت دوم گرم و خشك و ملطف و كشنده‌ى كرم معده و حب القرع ( كرم دانه كدو ) و محلل رياح و مقطع بلغم و . . . ( تحفه حكيم ) )

حرمل

peganum harmala Linn Syrian rue : ( Harmal )
ابن سينا آن را حرملان ناميد گياهى است چند ساله ، پرشاخه بلنداى آن به چهار پا مىرسد برگ‌هاى آن بوى تند بد دارد چون حاوى روغنى فرار است . ميوه‌ى گرد به اندازه‌ى نخود كه درونى بخش‌بخش شده با دانه‌هاى دراز كه هركدام آن به مانند گرده است پيشينيان و تاكنون نيز زنان امروزين بر اين باورند كه دانه‌ى حرمل ( تخم اسپند ) توانايى بالايى در راندن سحر و جادو و ابليس و چشم زدن و جلوگيرى از رشك‌برى ديگران را داراست اين كار را با سوراخ كردن دانه‌ى اسپند تازه و گذراندن نخ از ميان آن انجام مىدادند و مىدهند و بو دادن دانه خشك آن و بخور دادن شخص يا جاى زندگى و كار او در سه روز انجام مىگرفته است . و چه‌بسا با ريختن اندكى نمك روى آن ، دود سوزانيدن آن را افزايش مىدادند . برخى از مردم بر اين باورند كشت اسپند در قبرستانها آمرزش براى مردگان مىآورد . ( ذ : اسفند ، سفند ، اسپند ، دو گونه سرخ و سپيد و در يونانى ، « مولى » و در پارسى ، صندل و انج ، و سريانى ، « سباسا » و به شيرازى ، « نيوند » و « هزار اسپند » گويند . گمان مىرود گونه‌اى سداب كوهى با طبيعت گرم و خشك در مرتبت سوم و يا چهارم براى