جيل دارو
( jild r )
:
( ذ : گيل داروست و آن چوبى سياهرنگ باشد چون بشكند درون آن مغزى فستقى ( پسته ) باشد كه بسيار سودمند است ( آنندراج ) بيشتر در كرانهى درياى خزر ديده مىشود و نر و ماده دارد جهت راندن كرم كدو دانه ( كرم شكم ) سودمند است .
سرخس ، سغبر از نامهاى ديگر آن است . ( برهان قاطع ) )
حاشا
Thymus vulgaris Linn Wild thyme : ( H sh )
پيش از اين مأمونى ، خوانده مىشد زيرا گياهى است كه در كاربرد آن هيچگونه زيانى ديده نمىشود . برخى آن « سعتر حمار » خوانند چون از اين تيره است . در دامنه كوههاى سرد مىرويد بوته علفى آن كوچك و فشرده و درهم است ساقه پرشاخه و برگ كوچك و بر خود پيچيده با بويى تند دارد . گل آن خوشهاى و زيباست گويند زنبورهايى كه از آن شهد مىگيرند بهترين و گواراترين عسل را مىسازند
( ذ : مأمون ، ثومس ، روفس ، پودنه كوهى ، برگ سپندان دشتى نيز گويند . طبيعت آن در مرتبت سوم گرم و خشك و در دوم بازكننده ، برنده ، داغكننده ، پيشآبآور ، قاعدگىآور ، رويانانداز ، گشايندهى تنگىهاست ، بر سياتيك با شراب سويق پانسمان خوبى مىدهد . سينه و شش را پاكيزه مىكند . روانكنندهى كيموس بلغمى و از ميان برندهى آماس بلغمى و بازكنندهى خون بسته است . براى ثآليل و نمش و گاه افزايش ديد خوب است . شكمبه و جگر را پاك مىكند . سودمند براى قولنج و زخمهاى دهان و گلوست . ( دهخدا ) )
حبه الخضراء
pistacia terebinthus Linn / Terebinth : ( Habbah , al , khadra )
( ذ : بوكلك ، مشغله البطالين ، ضرب ، بن ، ون ، ضرامه ، حب البنهء ، حب البطم ، وندانه ، چتلانقوش ، با نقش ، كسيور نامهاى ديگر آن است . ( بحر الجواهر ) طبيعت آن گرم و خشك در مرتبت سوم و گرمى آن نيرومندتر از خشكى آنست ديرگوار ، گرمكنندهى سينه و گرده است ، پيشآبآور ، برانگيزانندهى نيروى نزديكى كردن ( همبسترى ) مىباشد .
براى گزيدگى رتيلا سودمند و پاككنندهى جگر است . براى درد سپرز از سردى و آميزه بلغمى و سرفه ، فلج ، لقوه و ذات الجنب و داء الثعلب و خوشبو كردن دهان ،