بنام « تفاحة الرشاشة » در ميان مصريان باستان داراى ارزش مذهبى بوده به گونهاى كه پرستشگاههاى ايشان پر از اين گياه بوده است اين ارزش تا پس از آمدن اسلام نزد مصريان نيز بوده است . اين گوز داراى دانهاى در درون خود مىباشد .
( ذ : حب الغوله ، تخم نيلوفر ، كاكيان هندى ، عجب ، نامهاى ديگر آن است . گرم و خشك در مرتبت سوم بيرونكنندهى همه گونه كرم ، با تربد روانكنندهى بلغم سفت ، باسقمونيا روانكنندهى زردآب و آميختگىها با همبستگى بالا ، و با هليله روانكنندهى تلخآب ، گشايندهى تنگىهاى جگر و سپرز ، براى برص و بهق و پاكسازى تن و درد بندها ، و ديگر بيمارىهاى سردى بسيار خوب مىباشد . ( دهخدا ) )
حرشف
Cynara scolymous Linn Artichoke : ( Hurshuf )
همان خرشوف يا « انكنار » است در سوريه به آن « ارض شوكى » گويند عربان از گذشته دور آن را مىشناختند و مىكاشتند و پس از تسخير اندلس كشت آن را به آنجا برند در آنجا بود كه فرانسويان را از خوردن آن خوش آمد ، و آن را از سبزيجات برجسته خود بشمار آوردند و نام « آرتىشو » بدان دادند و چون در ديگر نزد عربان خوردن آن خوشايند نبود چند پشت پس از آنها آن را رها كردند تا از ميان رفت سدههاى پرشمارى اينچنين بود تا آن كه فرانسويان سرزمين سوريه و لبنان را تسخير كردند و كشت آن را دوباره به سرزمينهاى عربى با نام اروپايى بازگردانيدند در واقع چنين شد كه برخى از سوريان و لبنانيان خوردن آن را با نام تحريف ( أرض شوكى - زمين خاردار ) شده اروپايى آن پذيرفتند .
( ذ : كنگر كه با ماست بخورند . حرشف دو گونه است ، گونهاى كنگر كه آن را « قناريه » نامند كه پرورشى است . گونه ديگر خودرو و بدان « خزان » گويند به يونانى « سقلوس » خوانند . طبيعت آن در مرتبت دوم گرم و در اول خشك است . گويند در اول نمور است و با رطوبت فضليه و مبهى و مدر بول و حابس طبع و مسخن گرده و پيشآبدان و محرك جماع و محلل رياح و هاضم غذا و براى قرحهى شش و انقباض اطراف عضلات و جراحت امعا سودمند است ضماد آن براى « داء الثعلب » و خوشبو كردن عرق و . . . سودمند است . ( تحفه حكيم ) )