تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
گوزينه ، لوزينه ) و لقمه القاضى ( زولبيا ) مىآورد ، مىگويد پخته شده‌ها را برمىدارند و در شربت گلاب فرومىكنند و بر آن گلاب مىريزند از سخن او چنين برمىآيد كه جلاب نوشابه‌اى كه در آن بسيار شكر آب كرده باشند در عراق ( شيره ) و در سوريه ( قطر ) است . ( ذ : انگبينى كه با گلاب بياميزند و بپزند ، شربت گلاب و قند ، ايرانيان براى شربتى شيره‌ى آن را به كار مىبرند . ( دهخدا ) )

جلنار

punica granatum Linn Flower of pomegranate : ( Julann r )
واژه‌اى پارسى « 1 » است درختى است كه بلنداى آن به ده پا مىرسد پرشاخه و برگ ، شكل درخت و برگ‌ها و گل‌هاى آن به‌گونه‌اى همچون درخت انار است كه جداسازى آن سخت مىباشد در بهار به گل مىنشيند و گل‌هاى آن دو هفته شكفته مىمانند و سپس پژمرده و سخت شده گلبرگ‌هاى آن خشك شده ، مىريزنند ، پس از آن جام گل بىآنكه ميوه‌اى بدهد ، فرومىافتد .

جلنجبين

Confection of roses ( petals ) : ( julanjibin )
همچنين واژه‌اى پارسى است كه تازى شده است و آن جوشانده گل سرخ و عسل مىباشد
هامش
( 1 ) . هنگامى كه خواننده اين كتاب به واژه‌هايى همچون ترنجبين و گلنار و جز آن از نام تك‌داروهاى « تازى » شده تاكنون آمده و سپس خواهد آمد برخورد مىكند كه واژه فارسىاند چه‌بسا شگفت‌زده مىشود و مىپرسد چرا اين واژه‌ها را به كار رفته و تازى شده‌اند آيا نام‌هاى تازى آن وجود دارد ؟ بايد بگوييم : از يك سو پيش از آغاز كار دانشگاه گندىشاپور ، در ايران زمين دانش پزشكى بر آموزش و پژوهش و شناخت كتاب‌هاى ويژه تكيه نداشته است و از سوى ديگر آموزش‌يافتگان اين دانشگاه در عراق گروه بسيارى را تشكيل مىدادند همچون حنين پور اسحاق و فرزندان بختيشوع آنها آنچه از دانش خود را در اين گستره پخش كردند و هرچه از نام‌ها و واژه‌هاى پارسى و همچنين اصطلاحات پزشكى آن روز را اين‌گونه به دانش‌آموزان نسل‌هاى پس از خود سپردند . در دوران مأمون ( د 220 ق ) هنگامى هزاران كتاب علمى ، به ويژه پزشكى به تازى برگردانده شد ، برگردانندگان اين كتاب‌ها هزاران اصطلاح يونانى ، آفريقايى ، پارسى را به همان شكل و يا دگرگونى اندكى آورند و چون برخى از اين داروهاى گياهى برگرفته از جانوران و يا كانىها همچون گندبيدستر و فيروزه يا در سرزمين‌ها هند و يا ايران سرچشمه‌ى آنها بوده و در عراق نبوده كه عراقيان شناختى به آنها داشته باشند . همان گونه كه ابن سينا و رازى و جز ايشان هنگامى كه كتابهاى خود را بنگارش درمىآوردند بسيارى از واژه‌هاى پارسى و غير تازى را در نوشته‌هاى خود گذاشتند و به همين گونه نسل به نسل تا به امروز همچون دارصينى ( دارچينى ) و جز آن ، ماندگار شد . ( پژوهشگر - بكرى )