تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨

ناطف :

هر چيز آبكى روان شده ، - نطفت يده دما » خون از دست او روان شده . - گونه‌اى از شيرينى كه با بادام و گردو و پسته ساخته مىشود و به آن قبيط ( ج : قبابيط ) مىگويند و حلواى قبيطى لار معروف است .

نجو :

آنچه پيخال و يا باد از شكم بيرون آيد ( ج : نجاء ) تارسيت . - « نجوة من الارض » بالاتر بودن از زمين

نخاع :

Spinal cord
ريسمان بازه نخاعى تارسيت كه ستون مهره‌ها را مىپيمايد . تا به مغز رسد و به آن نخاع شوكى نيز مىگويند . - « نخاع العظم » : مغز استخوان است كه در ميان استخوان‌هاى دراز همچون ساق و زند و جز آن ديده مىشود . - « نخاعه »
Expectoration
آنچه از گلوى آدمى بيرون مىآيد حين بلغم و موكوس ( خلط ) .

نطل :

« نطل المريض » اندك‌اندك بر روى تن خود به جهت درمان داروى آبكى ريخت .

نقوع :

خيساندن هرگونه ميوه‌ى خشك را در آب گويند . اين نام براى زردآلوى و قيسى خشك بيشتر آمده است .

نمكسود :

گوشت خشك شده ولى تكه‌تكه نشده را گويند - « لحم المكسود » گوشت خرد شده و شسته كه يك روز در زير يك وزنه سنگين گذاشته تا آب آن كاملا بيرون آيد . و سپس هر تكه‌ى آن را نمك زده و در پاتيلى كنار هم مىچينند و آن وارونه مىكنند تا اگر مانده‌ى آبى باشد بيرون آيد ، اين كار در پايان پاييز انجام مىگيرد و آن گوشت در طول زمستان به كار مىرود و داراى مزه و بوى ويژه‌اى است . - قرما

نهو :