تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
( سفالين ) و براى پختن و پروراندن خوراك به كار مىرود . و آن بر دو گونه است ، گونه‌اى با دهانه‌ى گشاد براى پختن خوراك به كار مىرود و گونه‌ى ديگرى مانند سبو با دهانه‌اى تنگ است و آنچه را كه با آب بسيار مىخواهند بپزند در آن مىگذارند و دهانه‌ى آن را خوب با گل مىبندند و در ميان آتش كه داغى آن فقط براى پختن نان فراهم شده مىگذارند تا چندين ساعت در آنجا بماند و خوراك آرام‌آرام پخته شود هنوز اين‌گونه ظرف در موصل ( عراق ) به كار مىرود .

برنيه :

ج : برانىّ سبوى سفالين يا گل پخته كه آب سبز درخشانى روى آن داده‌اند ، با اندازه‌هاى گوناگون ، براى نگهدارى روغن يا عسل و جز آن و يا در آن موادى كه با سركه پرورده شده همچون ترشىها و شورىهاى پرورده‌شده ، و مرباها مىريزند .

بزال القمع :

Tapping ; paracentesis
« بزال » سوراخى كه در خم يا سبو ايجاد مىكنند تا آنچه در آن هست از آن بيرون آيد . « بزال القمع » سوراخ كوچك كه از آن آبكىها بيرون مىآيند .

بسر :

unripe date
ميوه درخت خرما ، خلال سبز پيش از رسيدن آنكه آب‌پز مىكند و در آفتاب خشك مىنمايند ف : « بسره » و « بسر ( فعل ماضى ) شخص » ، كسى كه دچار باسور شده است و جمع آن بواسير مىباشد . ( ذ ) : غوره‌ى خرما ، شكوفه خرما را طلع گويند چون بسته شود سبّاب و هرگاه سبز شود جدّال و سراد و خلال ، چون اندكى بزرگ شود « بغو » و چنانچه بزرگتر شود « بسر » پس از آن « مخطّم » و سپس « موكّت » و سپس تذنوب و در پى آن « جسمه » و « ثعده » و « خالع » و چون خوب پخته شود « رطب » و « معود » و در پايان خرما گويند . ( منتهى الارب )

بشم :

Surfeit ; undigest
تخمه ، ناگواريدن خوراك . « بشم او أبشمه الطعام » در خوردن خوراك زياده‌روى كرد ، و سبب ناگواريدن آن شد .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 600 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى