تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨

أنثيان :

Testicle
دو خايه‌ى آدمى اين واژه بر گوش‌هاى آدمى نيز اطلاق مىشود پس گويد « ضربه تحت أنثييه » زير گوش او زد .

أنسى :

Enternal
ستون مهره‌هاى ، تن آدمى و اندامهاى آن را به دو بخش راست و چپ تقسيم مىكنند هر اندامى كه در راستاى نزديكى به ستون مهره‌ها باشد انسى ( درونى ) مىنامند آنكه دور از آن باشد وحشى ( بيرونى ) مىگويند .

أوداج :

Jugular vein
ف : وداج و نام آناتومى آن سياه‌رگ وداجى است كه جاى آن در گردن و بالاى شانه است . اين سياه‌رگ‌ها با هيجان‌هاى روانى ارتباطى تنگاتنگ دارند و در هنگام خشم بتندى انباشته شده و باد مىكنند . ( ذ ) : به پارسى آن را دو جان ( ناظم الاطباء ) گويند رگ جان ( ذخيره خوارزمشاهى ) .

ايارج :

داروى تركيبى روان‌كننده است و آن با نام ماده بنيادين تركيبى آن خوانده مىشود . أيارج فيقرا كه معنى فيقرا ( تلخ - مر ) است نام ديگر داروى گياهى صبر مىباشد و با آن شناخته مىشود و از پرآوازه‌ترين داروهاى روان‌كننده مىباشد كه گذشتگان بسيار آن را به كار مىبردند . ( ذ ) : خمير شده‌اى روان‌كننده ، پارسى آن اياره است و از اياره‌هاى معروف اياره لوغاذيا ، روفس ، جالينوس مىباشد ( ذخيره خوارزمشاهى )

باه :

Aphrodisia ; sexual power
همبسترى ، نزديكى كردن ، توانايى همبسترى كردن ( ذ ) : شهوت ، پشت‌پرى ( بحر الجواهر ) ، پشت شهوت‌افزايى ( آنندراج ) آب پشت و كمر است ، مردى آب نشاط ( دهخدا ) ،