ديگر كوچكتر از آن و سپس مىرود تا گونه سوم را نيز بزند . اين رفتن به سوى گونه سوم يا هنگام ضربان مىايستد و كوچكتر نمىشود و يا پيوسته كوچكتر مىشود تا آن كه ديگر احساس نگردد و يا آنكه به يك اندازهاى كوچكتر مىشود كه دوباره به بزرگتر شدن بگرايد اين بازگشت به بزرگ شدن ( افزايش ) كه چهبسا مىتواند به اندازهى نخستين خود باشد و گاهى به حالت كوچكتر از آن مىرسد آن گونه نخست آن را نبض ذنب ثابت ( نبض دم پايدار ) « 1 » و دومى را نبض ذنب منقضى « 2 » ( نبض دم ناپايدار ) و سومى را نبض دم برگشتپذير ( ذنب راجع ) « 3 » و در سومى اگر برگشت به اندازه نخستين باشد نبض دم برگشتپذير كامل ( تام الرجوع ) « 4 » و اگر برگشت به اندازه اولى نباشد نبض دم برگشتپذير نارسا ( ناقص الرجوع ) « 5 » مىنامند و گونهى ديگر كه داراى تناقضى همانند گونهى نخست است و آن ، در درازاى رگ بخشى از آن بزرگ مىنمايد و در پى آن اندكى كوچكتر مىآيد ولى حس آن يكباره قطع نمىشود و پيوسته مىباشد بلكه به يك نسبت كوچكتر شده تا پنهان گردد و چهبسا در دو سو باشد و با آن نبض منحنى « 6 » گويند و گاهى در يك سو است كه آن را نبض گرايشيافته به سويى مىخوانند و اين نبض نيز نبض گوناگون ( مختلف ) « 7 » در يك ضربان مىباشد .
5 - نبض منحل « 8 » :
اگر در زمانى ميان چند نبض مختلف كه اميد به بودن در آن هنگام به عنوان يك نبض است آن نبض نباشد آن را نبض منحل يا از ميان رفته گويند
6 - نبض زيادى « 9 » :
ز آنسوى نبض پيشين است .
7 - نبض ثابت « 10 » :
آن نبضى نازك و سخت است كه به حالت خويش پايدار مىماند و اين حالت از آن دور نمىشود .
هامش
( 1 ) . نبض ذنب ثابت : متن -Continuous decurtate pulse( 2 ) . نبض منقضى : متن -Intermittent decurtate pulse( 3 ) . نبض ذنب راجع : متن -Recurent decurtate pulse( 4 ) . نبض ذنب تام الرجوع : متن -Total Recurent decurtate pulse( 5 ) . نبض ذنب ناقص الرجوع : متن -Imperfect Recurent decurtate pulse( 6 ) . نبض منحنى : متن -Curve pulse( 7 ) . نبض مختلف : متن -Pulsus inaequalis ; unequal pulse vatiable pulse( 8 ) . نبض منحل : متن -Dissolve pulse( 9 ) . نبض زائد : متن -Supernumerary pulse( 10 ) . نبض ثابت : متن -Stable rigid pulse